|
|
|
|
اختلافات اعضای شورای اسلامی شهر تهران و تغییر لحن گروهی از آنها در هفته های اخیر به گونه ای محسوس شده است که خود اعضا هم هرقدر سعی در پوشاندن این اختلاف دارند بازهم جلسات روزهای سه شنبه شورای شهر محلی برای تماشای این اختلاف نظر است. صف بندی اعضای شورای اسلامی شهر تهران که به خصوص در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری گذشته به وضوح مشاهده می شدُ در هفته های اخیر در دفاع و نقد عملکرد شهرداری تهران بار دیگر رخ نمایی می کند به طوری که سخنان برخی اعضای شورای شهر همچون خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهرُ حمزه شکیب رییس کمیسیون توسعه و عمران این شورا و گاها حسن بیادی نایب رییس شورای شهر تهران به عنوان منتقدین اصلی عملکرد شهرداری تهران نشانی از اختلاف نظر میان اعضای شورای شهر تهران دارد. اختلاف نظری که در جلسه اخیر شورای اسلامی شهر تهران سخنان بسیار تند و تاثیرگذار خسرو دانشجو در نقد اقدامات شهرداری در اجرای پروژه های شهری و واگذاری آنها که ورزشگاه تازه تاسیس امام رضا تاول آن بود فصل تازه ای را پیش روی روابط شهرداری و شورای شهر تهران گذشته است. انتقادات تند حمزه شکیب از عملکرد شهرداری تهران در اجرای پروژه تونل توحیدُ آنچه حسن بیادی در خصوص واگذاری اماکن در اختیار شهرداری تهران گفت و گلایه ای که رسول خادم رییس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر در خصوص عملکرد بودجه ای شهرداری تهران و هزینه های فاقد به همراه واگذاری پروژه های عمرانی کرد در کنار فضای نه چندان آرام این روزهای جلسات شورای شهر تهران حکایت از روزهایی تازه در نظارت بر عملکرد شهرداری دارد. جلسات اخیر شورای اسلامی شهر تهران همراه با اتقاد از عملکرد شهرداری از سوی تعدادی اعضای شورای شهر و نیز دفاع تلویحی برخی دیگر اعضای شورای شهر همچون مرتضی طلایی و علیرضا دبیر که از نزدیکان شهردار تهران محسوب می شوند همراه بوده و این مساله روابط این اعضا را نیز تحت الشعاع قرارداده است. در یکی از همین جلسات پاییز امسال شورای شهر تهران بود که رسول خادم رییس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر در انتقادی تند از واگذاری پروژه های عمرانی شهرداری به صندوق ذخیره کارکنان شهرداری گلایه کرد و برخی افراد و سازمان ها در شهرداری را "غضنفر" خواند. واژه ای که حداقل به مذاق تعدادی از اعضای شورای شهر خوش نیامد و در گفت وگوی خصوصی یکی از آنها با معاون شهردار تهران شنیده شد که گفت: "غضنفر خودشان هستند که در هر موضوعی دخالت و اظهار نظر می کنند. " و یا آنجا که خسرو دانشجو در سخنانی پر حرارت از اعضای شورای شهر خواست "به انصاف خود مراجعه کنند و وقتی در جسلات غیر علنی شورای شهر از تخلفات شهرداری با خبر می شوند ان را پیگیری کرده و به حال خود رها نکنند." اینکه عملکرد شهرداری تهران در دوره مدیریتی فعلی چگونه بوده است و آیا توانسته نظر اعضای شورای شهر تهران را به عنوان ناظر اصلی فعالیت های این شهرداری جلب کند یا نه و اینکه مصوبات این شورا از سوی شهرداری چه گونه اجرایی می شودُ موضوعی است که به نظر در جلسات اخیر شورای شهر تهران بیش از آنکه در مواضع اعضای این شورا به کمک شهر و شهروندان بیاید تداعی گر روزهای پایانی شورای شهر اول تهران است که تحقق آن به نفع هیچکس نیست.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:7 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب میکشم چراغ های رابطه تاریکند چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 16:34 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
|
|
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن... و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن... و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! ...در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:54 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
|
|
پیدا کردن سوژه توی ماه رمضان برای خیلی از خبرنگارها به یکی از سخت ترین کارها تبدیل شده که یا اونها را بی خایل از خبر توی این یکماه می کنهُ یا مجبورند خبرهای کهنه استفاده کنند و یا به هر قیمتی که شده و از هر راهی به دنبال خبرهای تازه می گردند.
منم با تمام تجربه هفت هشت ساله توی حوزه شهری از این دست مستثنا نیستم با کمی سختی کمتر یکماه رمضان را سپری می کنم. اما توی بی خبری حوزه شهری و در حالی که داشتم تقویم روزهای مانده تا اخر ماه را نگاه می کردم یکشنبه ۲۹ شهریور عید فطر را دیدم و این سوال که چرا از "ستاد ویژه شهرداری برای ماه رمضان خبری نیست" برایم پیش آمد. طی سال های گذشته از هفته اول ماه رمضان شهردای برای برگزاری نماز عید فطر در مصلا تهران آماده می شد و اطلاع رسانی می کرد اما امسال خبری از این فعالیت ها نبود که به هر طریق ممکن عیدیان رییس این ستاد را که گفته می شود در راه رفتن به سازمان سرمایه گذاری شهرداری و نشستن در کنار کرباسیان مدیرعامل جدید این سازمان استُ پیدا کردم. هر پاسخی برای سوالم اعم از این اینکه هنوز اطلاع رسانی نشده یا کار به جای دیگر واگذار شده به ذهنم رسید اما این جواب که امسال نمازعید فطر در مصلی برگزار نمی شود غافلگیرم کرد. جدا از مسایل سیاسی این روزها که هر خبر و اتفاقی در شهر سیاسی می شود اینکه نماز عید فطر بعد از چندین سال با شکوه مثال زدنی خودش که برای خیلی ها خاطر انگیز هم هست در مصلی برگزار نمی شود به نظرم مهم آمد و بلافاصله خبر رو به سردبیر دادم تا آنلاین شود. ساعتی بعد از آنلاین شدن خبر جدا از رسانه ها و سایت داخلیُ رسانه های خارجی مثل بی.بی.سی فارسی و صدای امریکا به انعکاس این خبر پرداختند و تحلیل های متبوعشان را نیز چاشنی کردند. صبح یکشنبه هم که پیشخوان روزنامه فروشی ها رو دیدم تیتر یک روزنامه هایی چون سرمایهُ اعتماد و حیات نو چشمم را زد که درشت خبر برگزار نشدن نماز عید فطر را کار کرده بودند. اینکه این سوژه که خیلی اتفاقی و تنها با ورق زدن تقویم به ذهنم رسید و این چنین گسترده انعکاس یافت هم برای من و هم برای عیدیان که تا چند روز دیگر قائم مقام معاونت خدمات شهری شهرداری نیست غیر قابل پیش بینی بود. نکته اخلاقی: اگر ما خبرنگارها به جای نق زدن و غر زدن خوابیدن اخبار حوزه از ابزارها و امکانات و سوژه ها استفاده کنیم ماه رمضان خیلی هم ماه بد خبر و کم خبری نمی شود!!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 15:38 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتي به دنيامي آييم در گوشمان اذان مي گويند وقتي مي ميريم بر رويمان نماز مي خوانند زندگي چقدر كوتاه است ! حدفاصل اذان تا نماز
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 1:54 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش... كاش در دهكده عشق فراواني بود توي بازار صداقت كمي ارزاني يود كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفاف ترين خاطره مهماني بود كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود چه قدر شعر نوشتيم براي باران غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد و به يادش همه شب ماه چراغاني بود كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم راز اين شعر همين مصرع پاياني بود |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 17:36 توسط فرشید اسحاقی
|
||
|
|
|
|
|
دوباره مرداد...
دوباره برنامه های حوزه شهری... دوباره روز خبرنگار .... دوباره دیدن چهره های تازه.... دوباره احساس حقارت میون آدم های.... بودن... دوباره زنگ های مداوم دوستایی که سال به ۱۲ ماه حالت رو نمی پرسن و نزدیک روز خبرنگار هی زنگ می زنن "برنامه کجاست؟"... دوباره اظهار فضل های آدم هایی که توی مرداد خبرنگار می شن و اندازه یک کارشناس توی برنامه ها سوال می کنن تا بگن ماهستیم... دوباره ... دوباره ... حالم بهم می خوره از این روز خبرنگار و آدم هایی تنها ۱۷ مرداد خبرنگار میشن... کاش محمود صارمی شهید نمی شد و روزی برای خبرنگار نبود... کاش! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 11:35 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
|
|
يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»! نتيجهء اخلاقی اينکه اگه توی شغلت و زندگی از اطلاعات شغلی خودت و روش های زندگی کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 20:11 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||
|
|
|
||||
به گزارش روز يکشنبه خبرنگار شهري ايرنا، سوالات برخي خبرنگاران حوزه شهري از رسانه هاي مختلف و به خصوص صدا و سيما خطاب به سخنگوي شهردار آنقدر مبتدي، غير واقعي و غير منطقي بود که نه تنها سخنگوي شهردار، بلکه ساير خبرنگاران نيز به اين سوالات لبخندي تلخ زدند. حتي يکي از خبرنگاران که با توضيحات بسيار سعي در القاي سوال خود به سخنگوي شهردار تهران در خصوص کيفيت پايين آسفالت تهران داشت پس از توضيحات ايازي مجبور شد سوال ناپخته خود را از سخنگوي شهردار تهران پس بگيرد. ** طرح برخي سوالات از سخنگوي شهردار تهران در خصوص "قياس کيفيت آسفالت بزرگراههاي تهران و جاده هاي درون شهري"، "نصب پرده در اتوبوس هاي بليطي"، "ساخت 400 واحد مسکوني توسط شهرداري" و "نصب روزشمار براي پروژه باغ کتاب" موجب شد به دليل غير واقعي، غير منطقي بودن و تکراري و کهنه بودن با خنده هاي تلخ سخنگوي شهرداري مواجه شده و برخي خبرنگاران نيز از اين سوالات متعجب شوند. اين درحالي است که با توجه به تنوع موضوعات شهري و فراز و نشيب هاي موجود در عملکرد مديريت شهري بسياري از موضوعات و سوالات تخصصي در اين جلسه مغفول ماند. ** بيان توضيحات اضافي و نظرات شخصي در سوالات خبرنگاران که تبديل به عادت ميان برخي خبرنگاران حوزه شهري شده است ،در جلسه امروز موجب شد تا سخنگوي شهرداري خطاب به خبرنگاران بگويد: خوب است خودتان اعلام مي کنيد بيان توضيح در سوالات عادتتان شده است. ** نزديک به 50 خبرنگاران، عکاس و تصويربردار رسانه هاي مختلف به پوشش خبري نشست سخنگوي شهردار تهران پرداختند. ** يکي از خبرنگاران در خصوص ميزان دقيق خسارت پيمانکار منوريل از توقف عمليات احداث اين پروژه سوال کرد که سخنگوي شهرداري تهران در پاسخ گفت: ميزان مشخص است اما الان حضور ذهن ندارم. يکي از خبرنگاران نيز با زيرکي به سخنگوي شهرداري گفت: آقاي ايازي! هر وقت از شما درباره اين خسارت سوال کرديم شما حضور ذهن نداشتيد! سخنگوي شهردار نيز خطاب به وي گفت: بعضي از موضوعات است که لازم است حضور ذهن نداشته باشم! ** تبري جستن سخنگوي شهرداري تهران از پاسخ هاي انتقادآميز از عملکرد دولت که پيشتر از سوي مسوولان شهرداري رخ داده بود موجب شد يکي از خبرنگاران درباره کاهش تنش هاي مسوولان شهرداري با دستگاههاي دولتي در ماههاي اخير سوال کند که سخنگوي شهرداري در پاسخ گفت: ما از ابتدا هم مشکلي با دولت نداشتيم فقط دنبال اين بوديم توقعات قانوني خود را از دولت دريافت کنيم. |
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 15:57 توسط فرشید اسحاقی
|
|
|||||
|
|
|
|
|
مصاحبه امروز یکشنبه سخنگوی شورای شهر تهران که در پایان ۱۹۱امین جلسه شورای شهر برگزار شد جوی انتقادی از فعالیت های شهرداری در نوسازی بافت های فرسوده داشت که همراهی خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر با این انتقادات که تا پای "برخوردهای جدی با شهرداری تهران" نیز پیش رفت از این جلسه اخبار حاشیه ای را به دنبال داشت.
مهمترین این حاشیه ها - البته از دید من- خبر یکی از خبرگزاری ها بود که خبرنگار اون که از دوستان کاری من هم محسوب می شود در بخشی از خبر خود از "سوال خبرنگازی در مورد اینکه آیا احتمال استیضاح شهردار تهران به خاطر عملکرد بافت های فرسوده وجود دارد یا نه" نوشت که برای من بسیار عجیب بود. چرا که اون خبرنگار من بودم که پرسیدم "آیا شورای شهر نمی تواند برای نظارت بیشتر بر روند نوسازی بافت های فرسوده با انتقادات موجود از ابزار های قانونی خود مثل تذکرُ سوال یا حتی استیضاح استفاده کند؟" و دانشجو هم در پاسخ توضیحات خود را ارائه داد. اما اینکه کجای سوال من از دانشجو اینگونه برداشت می شد که من گفته ام " شهردار را به خاطر بافت فرسوده استیضاح کنید" برایم بسیار جای سوال داشت. ... اما باید بگم به عنوان خبرنگاری که هفت سال است در حوزه شهری قلم می زنم دنبال استیضاح و برکناری شهردار یا مدیران شهرداری نبودم و اصول حرفه ای روزنامه نگاری که من در پای درس اساتید نیز اموختم اینگونه ایجاب می کند که یک خبرنگار حتی اگر شخصا با مدیری مخالف است نباید در حیطه کاری آن را به وضوح علنی کند چه برسد به من که نه مخالفتی با شخص شهردار تهران و برنامه هایش دارم نه هنوز آنقدر بزرگ شده ام که بخواهم دنبال استیضاح و برکناری مدیری باشم... امان از برداشت های شخصی خبرنگاران! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:44 توسط فرشید اسحاقی
|
|
||