شوکران
دستنوشته های یک خبرنگار
کین جلوه های کاغذین تلخ تر از زجه های ماتمست نیست گر باور تو را یک نفس شب پیش چشمانم بیا... بسم رب شقايق... آنچه در اين مقال مي گنجد برگرفته از اتفاقات روز مره اي است كه در زندگي يك خبرنگار اعم از مسائل كاري و خبري تا اتفاقاتي كه براي دوستان و همكاران مي افتد. مسائلي كه گاهي اوقات آنقدر رسمي خواهد شد كه مي تواند سرآغاز اتفاقات تازه اي در جامعه باشد و گاهي آنقدر رمانتيك و احساسي مي شود كه شايد زندگي يك فرد را تحت تاثير خويش قرار دهد. " شوكران " سر فصلي در دفتر زندگي كسي است كه خود مي سوزد تا ديگران نسوزند. مهمي كه بارها در زندگي شخصي و كاري من اتفاق افتاده و بسياري برنده شدند و من بازنده. قطعا در آينده بيشتر اين مهم را درك خواهيد كرد اما آنچه مهم است استفاده از تجربيات ارزنده اندك فعاليت يك جوان است كه در عين جواني پختگي دوران ميانسالي را حس مي كند. حمل بر تعريف نباشد اين پختگي نسبي بر آن داشت در وبلاگي شخصي بيشتر به نگاشيتن انديشه ها و ديدني هاي خود در روز بپردازند تا شايد آني براي فردي موثر واقع گردد. نظرات شما دوستان و همراهان عزيز در اين مقال موجب خواهد شد تا خمير مايه آن بيشتر شده و سر آخر دست پخت خوبي حاصل شود. به اميد ديدار

| Design By : Night Skin |


