تبليغاتX
شوکران
دستنوشته های یک خبرنگار (فرشید اسحاقی)

 بيچاره اين خبرنگارهاي آزاد خبرگزاري استان تهران.

 از بس بد قولي و حرف بدون عمل از مديراي خبرگزاري شنيدن ديگه وعده هاي اونها براشون رنگي نداره. داستان از اين قراره كه از سال 81 قرارداد هايي كه با خبرنگاران آزاد خبرگزاري ايرنا به طور يك طرفه و كاملا تحكمي بسته شده با يك تعرفه ثابت خريد خبر بوده كه اگر بشنويد دو گوش زيبا بر روي سرتان نقش مي بنند.

تعرفه هاي خبري اين دست از خبرنگارها پنج سال كه تغيير نكرده و همون 2500تومن باقي مونده. يعني خبرنگاري كه سال 81 در ماه 250هزار تومن براي 100تا خبر توليدي مي گرفته الان هم همون قدر بايد بگيره. خيلي مسخره است كه توي يك خبرگزاري دولتي كار بكني و به اذعان مديران همين خبرگزاري 70درصد كار خبرگزاري هم روي دوشت باشه اما پولي كه براي خبر مي گيري با تعرفه پنج سال پيش باشه. توي اين سال ها مديران مختلف خبرگزاري بارها از افزايش تعرفه ها و امكانات خبرنگاران آزاد حرف زده اند و در عمل با نيشخندي معني دار كار را به بعدي ها موكول كرده اند. همين الان توي خبرگزاري اگر گذري به هزار خبري كه در روز روي خروجي خبرگزاري قرار مي گيره داشته باشي حداقل 600تا 700خبري با زحمت خبرنگاران آزاد تهيه شده اما امكانات و رفاهيات موجود در خبرگزاري هرگز سهم آنها نشده و از آنجا كه هيچ امنيتي شغلي براي آنها وجود ندارد زبان به دندان مي گيرند و توي دل آهي براي ..... مي كشند.

 نه بليط استخر - نه سرويس رفت و آمد - نه بيمه و مزايا - نه پول ناهار - نه ..... نه هيچكدام از اينها را نمي خواهند فقط در قبال زحمتي كه مي كشند اجر ببينند. درست است كه اغلب خبرنگاراني كه در قالب شركي و پيماني و رسمي در اين خبرگزاري كار مي كنند در ماه به زور 30خبر توليدي دارند و بيشتر ساعات روز را بيرون از سازمان مشغولند و پايان ماه بي هيچ دردسري حقوق و مزايا دارند اما به ما چه نوش جونشون كه هر كاري مي كنند كسي حرفي نمي زنه اما با اين خبرنگاران آزاد هم كمي منصف باشيد.

 يكي نيست بگه آقاي مدير محترم كه شعارهاي زيباي خدمت كه از روز اول در خبرگزاري سر داده اي اگر براي انتخابات بود حتما رييس جمهور مي شدي! يه ذره خودت رو جاي اين همه خبرنگاران آزاد كه مثل ..... كار مي كنند و هرچ امكانات و مزايايي ندارن بذار اون وقت ببين توي دلت مدام غر نمي زدي و اه براي ... نمي كشي. خوب است بدانيم دو روز دنيا رفتني است و در دنياي ابدي اخروي بايد جواب اين همه وعده عمل نشده و حسرت هاي مظلوم را بدهيم.

 اين روزها حرف خبرنگاران آزاد اين خبرگزاري چيزي نيست مگر : زندگي چيست خون دل خوردن .... زير ديوار آروزها مردن.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 13:58  توسط فرشید اسحاقی   | 

خر كيف يعني چي؟

 یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :" نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن "•

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!

خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!•

 خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!

خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!

خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!

خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!

خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!

خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!

خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!

خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!

خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!

خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!) خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!

خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که دانشجویین!"

خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!

خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!

خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!

خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!

خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!

خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:31  توسط فرشید اسحاقی   | 

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!

نتيجهء اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 8:33  توسط فرشید اسحاقی   | 

سوژه های خبری ما خبرنگارها

 

واکنشی جالب در طرح مبارزه با بد حجابی !!

 

دختران موتور سوار


 

 

خبرنگار ِ شبكه خبر با ميكروفوني در هوا در خواب...! 

 


مانکن موتور سوار

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:33  توسط فرشید اسحاقی   | 

بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازی زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و لباس هاشو تن كرد ... چند دقيقه بعد پيتر پرسيد: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!

نتيجهء اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتی باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيری کنيد!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 18:34  توسط فرشید اسحاقی   | 

در حالي كه اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين در ششم تير ماه به رغم تطابق با اهداف نظام در ساماندهي يارانه‌ها و نتايج مناسب در صرفه‌جويي سوخت، با هزينه‌هاي اقتصادي، سياسي و امنيتي براي نظام همراه بوده است، برخي اخبار غيررسمي، از احتمال استفاده انتخاباتي از سهميه‌بندي بنزين حكايت دارد. بنا بر اين اخبار جديد، طرح‌هايي وجود دارد كه ارايه بنزين مازاد بر سهميه‌بندي را در نيمه دوم سال و در آستانه انتخابات مجلس هشتم در راستاي كسب محبوبيت براي ليستي خاص دنبال مي‌كند. اين طرح‌ها، در حالي تهيه شده كه از ابتدا، تعيين سهميه‌بندي 100 ليتر بنزين در ماه براي خودروهاي شخصي با ابهاماتي همراه بود، به ويژه آن‌كه با سهميه‌بندي، مصرف بنزين تا سطح 54 ميليون ليتر در روز كاهش يافته بود، در حالي كه مقامات دولتي، هدف سهميه‌بندي بنزين را كاهش مصرف تا سطح 65 ميليون ليتر عنوان كرده بودند. وزير كشور نيز در جلسه غيرعلني مجلس شوراي اسلامي، براي نخستين بار، از احتمال ارايه سهميه مازاد بر 100 ليتر پرده برداشت، اما برخي منابع از تهيه طرح‌هايي خبر مي‌دهند كه قصد دارد از ارايه سهميه اضافي براي به دست آوردن محبوبيت انتخاباتي در نيمه دوم سال بهره ببرند. بنا بر اين طرح‌ها، قرار است در نيمه دوم سال و به مناسبت‌هاي خاص، سهميه اضافي به عنوان عيدي و هديه به مردم داده شود تا براي افزايش محبوبيت فهرستي خاص در انتخابات مجلس استفاده شود. همچنين قرار است اين طرح پس از پايان يافتن سهميه بنزين بيشتر شهروندان در پايان تابستان و اوج نياز به بنزين مازاد اعلام شود تا نتايج انتخاباتي لازم را به همراه آورد.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 8:40  توسط فرشید اسحاقی   | 

 "لم" خبرنگاري

اگر بخواهيد در ايران كارهايتان راه بيفتد اصلا نبايد از راههاي قانوني جلو برويد. اين را همه مي دانند كه اگر بخواهي طبق مقررات كارهايت را انجام بدهي,موهايت هم مثل دندانهايت سفيد مي شوند.بعضي ها اسم اين را مي گذارند پارتي بازي ولي من در مورد خودم مي گويم استفاده از “شگردهاي خبرنگاري”. ديگه من كه نبايد بعد از يك عمر گدايي شب جمعه را فراموش كنم!
منظور از گفتن اين همه مقدمه اين بود كه من سرانجام توانستم با مسئول مربوطه در شهرداري تهران بدون نامه صحبت كنم و همين طور اطلاعات مورد نظر را از شهردار تهران  بگيرم.
به هر حال يك خبرنگار بايد بتواند همه جا گليم خودش را از آب بيرون بكشد.
بعضي موقعها شكوه و شكايت خبرنگارهاي مبتدي از نداشتن كارت خبرنگاري من را متعجب مي كند.چرا من هيچ وقت در طول اين پنج  سال به كارت احتياج پيدا نكردم.به اين فكر مي كنم كه آيا هميشه همه كارها بايد پاستوريزه باشد تا بتوان آن را انجام داد؟

مخصوصا توي حوزه خبري شهرداري كه توي اون ريش سفيد كرديم بايد آنقدر حوزه را دور زد تا خودشان بيايند و اطلاعات بدهند حالا تو بگو بابا روابط عمومي خودشو كشته كه يك خبر رو از كانال اون بگيري ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:28  توسط فرشید اسحاقی   | 

فرق روزگار با آموزگار در اين است كه آموزگار اول درس مي دهد بعد امتحان مي گيرد اما روزگار اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد.

وقتي به دنيامي آييم در گوشمان اذان مي گويند وقتي مي ميريم بر رويمان نماز مي خوانند زندگي چقدر كوتاه است ! حدفاصل اذان تا نماز.

يادت باشه دنيا گرده هر وقت احساس كردي به آخر خط رسيدي شايد در نقطه شروع باشي!

رنگين كمان پاداش كساني است كه تا آخرين قطره در زير باران مي مانند.

شادماني چهره بي نقاب اندوه است به معيار دل.

برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در ابتداي كمال. بنگر كه چگونه مي افتي چون برگ زرد يا سيب سرخ.

يك روز رسد غمي به اندازه كوه يك روز نشاطي اندازه دشت
افسانه زندگي چنين است در سايه كوه بايد از دشت گذشت

سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديسي زيبا نخواهد شد از زخم تيشه خسته نشو كه وجودت شايسته تنديس است!

با بال شكسته پر گشودن هنر است
اين را همه پرندگان مي دانند.

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:19  توسط فرشید اسحاقی   | 

بالاخره پس از عمری بی خانمانی و اجاره نشینی خبرنگاران خبرگزاری استان تهران فرجی شد و به لطف طرح اجاره ۹۹ساله زمین از سوی دولت می رود تا ما ایرنایی ها هم صاحب سقفی شویم.

به همین خاطر بر و بچه های استان تهران یه تعاونی مسکن جمع و جور ۳۵نفره رو تشکیل دادند تا شاید با استفاده رانت های خبری ! بتوانند سقفی را برای خانواده خود تهیه کنند.

 نخستین جلسه تعاونی مسکن دوشنبه ۱۸تیر ماه ۸۶با حضور دو سوم اعضا نیز تشکیل شد تا در نخستین قدم به انتخاب هیات مدیره و بازرس و منشی و .... بپردازد.

ابتدای جلسه یکی از با تجربگان خانه سازی و تعاونی های مسکن توضیحاتی را به اعضای حاظر داد. بسیاری از آنها هاج و واج مانده بودند که باید چه کنند و اصلا انتخابات برای چیست  و افرادی که انتخاب می کنند چه کاره خواهند بود؟

ابتدا رییس سنی جلسه و منشی و بازرس و رییس جلسه انتخابات انتخاب شد.

طبق گفته همون با تجربه ساخت و ساز رییس جلسه

نمی توانست کاندیدای انتخاب هیات مدیره پنج نفره این تعاونی شود.

اما نفهمیدیم چه شد که رییس جلسه هم کاندید هیات مدیره شد هم بر رای گیری نظارت کرد هم رای آورد و هم آرا را قرائت کرد.

اما داستان جالب این انتخابات اینجا بود که اولا یکی از افرادی که نامش جز اعضای تعاونی مسکن نبود در رای گیری شرکت کرد دوما یکی دیگر از اعضا که در سوگ یکی از بستگانش نه در جلسه بلکه در تهران هم نبود کاندید انتخابات شد و به عنوان عضو هیات مدیره انتخاب شد! از طرفی معلوم نشد وقتی در حین نوشتن آرا بر روی تخته وایت برد جلسه نا گهان ماژیک خشک شد تا پیدا کردن ماژیک جدید چندتا رای خوانده شده کجا نوشته شد؟

از دیگر اتفاقات جالب این جلسه براتون بگم اینکه یکی از دو ناظر انتخابات پس از رای گیری انتخاب شد و اسم وی در صورت جلسه رای گیری نوشته شد تا جاش خالی نباشد!....

این طوری بود که نخستین گام برای خانه دار شدن خبرنگاران استان تهران کاملا قانونی و بدون تخلف ! برگزار شد تا بیش از پیش به پایان خوش این داستان امیدوار باشیم.....

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:12  توسط فرشید اسحاقی   | 

غم دنيا رو دوشم بود به ابروم خم نيومد

گذشت من يه دريا بود و بخشش کم نيومد

تحمل که مرامم شد گرفتاري به نامم شد

تو اين دنياي آشفته خدا شکرت کلامم شد

 خدا شکرت کلامم شد

صبور بودم يه کوه پر غرور بودم

توي تاريکي و ظلمت يه روزن پر ز نور بودم

 اگر دل را به کس بستم دلم را هديه کرد دستم

بدي ديدم و بخشيدم به بدبيني نپيوستم

غم دنيا رو دوشم بود به ابروم خم نيومد

گذشت من يه دريا بود و بخشش کم نيومد

تحمل که مرامم شد گرفتاري به نامم شد

تو اين دنياي آشفته خدا شکرت کلامم شد

خدا شکرت کلامم شد

صبور بودم يه کوه پر غرور بودم

توي تاريکي و ظلمت يه روزن پر ز نور بودم

من از دنيا نترسيدم به عمق غصه خنديدم

چرا آخر خدا را من هميشه در کنار ديدم

 غم دنيا رو دوشم بود به ابروم خم نيومد

گذشت من يه دريا بود و بخشش کم نيومد

تحمل که مرامم شد گرفتاري به نامم شد

تو اين دنياي آشفته خدا شکرت کلامم شد .....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 17:39  توسط فرشید اسحاقی   | 

وعده رئيس مجلس شوراي اسلامي براي حل مشكلات مردم در متروي تهران كه به دنبال سفر كاري اخير وي با مترو درميان انبوه جمعيت و مشكلات فراوان انجام شد ، نقطه عطفي براي تحول بنيادين در توسعه مترو تهران به شمار مي‌رود. به گزارش خبرگزاري ايرنا پس ازآنكه چهارشنبه گذشته"غلامعلي حدادعادل"در اقدامي غيرمنتظره مسير منزل تا مجلس شوراي‌اسلامي را ازطريق خطوط مترو طي كرد،متوجه مشكلات زياد شهروندان در مترو همچون "تاخير در حركت قطارها، سيستم تهويه و خنك‌كننده نامطبوع، شلوغي بيش از حد، كمبود واگن و غيره" شد. وي وعده داد شخصا پيگير مشكلات مترو تهران از مجلس، دولت و شوراي‌اسلامي شهر تهران باشد. اين مهم اگر چه‌اتفاقي مبارك براي لمس هرچه بيشتر و بهتر وي از مشكلات مردم شد اما نگاهي به مباحث يكسال گذشته مترو تهران براي جذب منابع مالي جهت توسعه خطوط و واگن‌هاي قطار ، اين نكته را به ذهن مي‌آورد كه چرا هميشه مشكلات پس از رسيدن به نقطه اوج بايد حل شود؟ اسفندماه ‪ ۸۴‬و درجريان تصويب بودجه سال ‪ ۸۵‬كل كشور،موضوعي تازه با نام "تبصره ‪"۱۳‬وكمك ويژه به حمل و نقل عمومي مطرح و طي‌آن قرارشد دولت كمك‌هاي ريالي‌و ارزي براي توسعه حمل ونقل عمومي بخصوص مترو دركلانشهرهاداشته باشد. نمايندگان مجلس شوراي‌اسلامي باتصويب اين بند از قانون بودجه،توجه خود را به ضرورت توسعه حمل و نقل عمومي در بخش‌هاي مختلف نشان دادند اما غافل شدن از نقش نظارتي مجلس شوراي اسلامي بر حسن اجراي مصوبات از سوي دستگاه اجرايي - كه در اجراي تبصره ‪ ۱۳‬محسوس بود - موجب شد تا اين مصوبه كارايي لازم را نداشته باشد. موضوعي كه طبق قانون اساسي جمهوري‌اسلامي از وظايف ذاتي مجلس است و بايد مصوبات خود را تا آخرين مرحله اجرايي دنبال كنند. اين مهم درخصوص‌اجراي تبصره ‪ ۱۳‬قانون بودجه سال ‪۸۵‬اجرانشد و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز بدون توجه به تبعات اجرايي نشدن دقيق اين مصوبه پيش بيني‌هاي لازم در خصوص اين تبعات را نداشتند تا امروز مشكلات حمل ونقل عمومي بيشتر شود. آيين نامه اجرايي تبصره ‪ ۱۳‬با مشكلاتي مواجه بود و اعتراض‌هاي شوراي شهر و شهرداري تهران را در پي داشت و سبب شد تا بخش‌هايي از كمك دولت در قالب تبصره ‪ ۱۳‬كه بايد درسه ماهه اول سال گذشته پرداخت مي‌شد، صورت نگرفته و اين كار تا بهمن ماه نيز انجام نشود. دراين ميان مسوولان شهرداري تهران به دفعات از اختصاص نيافتن تبصره ‪۱۳‬ بخصوص در بخش مترو سخن گفتند امانمايندگان مجلس كه وظيفه پيگيري حسن اجرا مصوبات خود را دارند كمترين توجه را به اين موضوع داشتند. تمام اين اتفاقات و كش و قوس‌ها در شرايطي اتفاق افتاد كه روزهاي پر ازدحام مردم در مترو سپري مي‌شد و مدام درخواست كاهش مشكلات از سوي مسولان و توسعه خطوط را داشتند. تحقق نيافتن مصوبه مجلس براي اختصاص كمك ازمحل تبصره‪ ۱۳‬به‌متروي تهران كار را به سوال نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از وزير كشور كشاند و "مصطفي پورمحمدي" در مورد اين سوال نمايندگان كه چرا وقتي دولت مي‌دانست چنين تبصره‌اي اجرايي نمي‌شود آن را پيشنهاد كرده است، گفت: پيش بيني دولت براي اين تبصره ‪ ۴‬تا ‪ ۵‬سال است. اين جواب با آنكه انتظار بسياري از نمايندگان را برآورده نكرد، اما تحولي در فشار مجلس به‌دستگاه‌اجرايي براي پيگيري مصوبه مهم تبصره ‪ ۱۳‬نداشت تا مشكلات همچنان باقي بماند. براساس نظر كميته ويژه رييس جمهوري كه براي پيگيري سهم مترو در تبصره ‪ ۱۳‬تشكيل شد، ‪ ۳۵۰‬ميليارد ريال به‌مترو از محل تبصره ‪۱۳‬اختصاص يافته و اين در شرايطي بود كه مترو تهران درخواست دو هزار ميليارد ريال كرد. درنهايت بودجه‌اي كه بايد در سه ماه اول سال تخصيص مي‌يافت، بهمن ماه گذشته و با كسر بخش قابل توجهي از آن تخصيص يافت و مسوولان شهرداري را بر آن داشت تا به مردم بگويند: انتظارتوسعه حمل و نقل عمومي را به طور مطلوب معقول را نداشتند. پس از اين كش و قوس‌ها، بحث سهميه‌بندي بنزين ازسوي دولت درسال ‪ ۸۶‬مطرح شد و باتوجه به پيش بيني افزايش تقاضاي استفاده از حمل‌ونقل عمومي شهرداري تهران تاكيدكرد كه"بايد قبل‌از سهميه‌بندي،توجهي ويژه به حمل و نقل عمومي پايتخت شود." اما اين موضوع با توجه به زمان از دست رفته گذشته و فرصت كمي كه دولت براي برطرف كردن نيازهاي حمل ونقل عمومي داشت، محقق نشد تا بلافاصله پس از سهميه بندي بنزين، مشكلات حمل و نقل عمومي تهران به اوج خود برسد. طي دوهفته گذشته و با سهميه‌بندي بنزين،ميزان استفاده از خطوط مترو توسط شهروندان به طور قابل ملاحظه‌اي افزايش يافت و اين خطوط در حالي كه در پيش از سهميه‌بندي بنزين نيز پاسخگوي نياز شهروندان نبود، با مشكلات بغرنج تري مواجه شد. ازدحام جمعيت در قطارهاي مترو، نقص فني و تاخيرات پي در پي حركت قطار ها و از كار افتادن سيستم تهويه در بسياري از واگن‌ها را موجب شد و اين امر موجب گلايه مردم درخصوص اينكه "چرا قبل ازتوسعه حمل ونقل عمومي، بنزين سهميه بندي شد؟" به همراه داشت. موضوعي كه در گفت وگوهاي مردم در واگن‌هاي قطار با رييس مجلس شوراي اسلامي نيز مطرح شد و "حداد عادل" نيز با توجه به اينكه حجم مشكلات بسيار بود، مجبور به دادن وعده پيگيري مشكلات شد. حال با اين شرايط و در حالي كه فرصت‌هاي زيادي پيش روي مجلس شوراي اسلامي براي پيگيري اجراي مصوبه خود در قانون بوده براي رفع مشكلات حمل و نقل عمومي پايتخت وجود داشت و از آن استفاده نشد تا مشكلات همچنان باقي بماند، چگونه بايد انتظار داشت مردم همكاري كامل با مسوولان در سهميه بندي بنزين و استفاده نكردن از خودروهاي شخصي داشته باشند. اگرچه سال‌هاي گذشته نشان داد كه مردم همواره همراه و ياري‌گر مسئولان در طرح‌هاي مختلف بوده‌اند اما لازم‌است مسئولان نيز كمي توجه به ابزارها و امكانات اجراي طرح مختلف پيش‌از عملي‌شدن آن‌ها براي كاهش مشكلات مردم داشته باشند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 19:10  توسط فرشید اسحاقی   |