تبليغاتX
شوکران
دستنوشته های یک خبرنگار (فرشید اسحاقی)

یک معترض ضدجنگ با دستانی خونین سخنرانی روز گذشته رایس را به هم ریخت  - جلسه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، واشنگتن

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:40  توسط فرشید اسحاقی   | 

محجبه شدن "لورا"، همسر جرج بوش در نشستی با بازماندگان سرطان سینه – ابوظبی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:38  توسط فرشید اسحاقی   | 

با اینکه این مطلب رو یکی از بچه های با حال شهرداری تهران اونهم به طور نیمه خصوصی بهم گفت و مایل نبود خیلی عنوان بشه اما چون من خبرنگار چندان حرفه ای نیستم تصمیم گرفتن برای تنویر افکار عمومی ! اون رو روی وبم قرار بدم تا حق مطلب ادا بشه.

جریان از این قراره که اونایی که در روزهای اخیر در شهرداری سرکی کشیده اند حتما سر بانداژ شده و ۴۵ تا بخیه روی سر "محمد عیدیان" قائم مقام معاونت خدمات شهری شهرداری تهران که در جریان برگزاری مراسم نماز عید فطر حکم جانشین رییس این ستاد (قالیباف) را داشت رو دیدن.

کنجکاو شدم که عیدیان که یکی از خوش تیپ ترین مدیران شهرداری است و کت و شلوار هاکوپیان اون همیشه بین مدیرای شهرداری چشمک میزده چه طور قیافه اش این قدر داغون شده.

از خودش که سوال کردم طفره رفت و چیزی نگفت اما یکی از بچه های شهرداری که خیلی بهش اطمینان دارم پرده از توطئه ای نیمه سیاسی برداشت که نتیجه آن ۴۵بخیه روی سر عیدیان بود.

جریان از این قراره که برگزاری نماز عید سعید فطر که مدیریت اون دو ساله دست شهرداری افتاده  برای بعضی ها چندان خوش مزاج نبوده که قالیباف و دار و دسته اش مراسم مهم عید سعید فطر رو مدیریت کرده و توانایی مدیریتی خود را از این طریق به نمایش بگذازند.

از این رو بعضی از این افراد با نفوذی که داخل مصلی تهران داشته اند ساعت یک بامداد روز عید سعید فطر که کمتر از پنج ساعت تا برگزار این مراسم در مصلی است ناگهان موکت ها و مهرهای نماز محوطه مصلی نا پدید شده و عیدیان به عنوان مسول پاسخگو با شوک اماده نبودن مصلی بعد از یکماه تلاش و جلسه و بررسی مواجه می شود.

بعد از کلی پرس و جو و گشت و گذار نزدیک به ۱۰هزار متر موکت و کلی مهر نماز در گوشه از مصلی پیدا شده و عیدیان ساعت سه صبح روز عید سعید فطر ۱۵۰تا از ماموران خدمات شهری را با هزار زحمت به مصلی کشانده تا دو ساعته همه چیز را مرتب کنند.

بعد از این جریان که با کلی حرص و جوش بچه های خدمات شهری شهرداری تهران ختم بخیر شد یکی از مسولان مصلی صبح روز عید در مصاحبه ای رادیویی در حالی که در کمیته فرهنگی نماز عید فطر مسولیت داشته با عنوان "رییس ستاد نماز عید فطر" در رادیو حاضر شده و مصاحبه می کند.

این جریانات که کلی فشار عصبی به عیدیان وارد کرد او را عصبانی به تلاش برای پیگیری موضوع مجاب کرد که عصبانیت لحظه ای چشمان اورا بست و با سر به داربست های مصلی برخورد کرد و فرق سرش شکافت.

عیدیان رو بلافاصله به بیمارستان می برند و بعد از مداوای کوتاه مدت رهسپار خانه می شود تا بداند جواب کار خداپسندانه و بی وفقه برای مردم چیست....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:20  توسط فرشید اسحاقی   | 

دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:20  توسط فرشید اسحاقی   | 

هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:19  توسط فرشید اسحاقی   | 

فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم."
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 16:11  توسط فرشید اسحاقی   |