تبليغاتX
شوکران


شوکران

دستنوشته های یک خبرنگار





















    

انگار نه انگار که این خبرگزاری ایرنا بیش از هفت دهه از فعالیت اون به عنوان خبرگزاری دولتی و رسمی نظام جمهوری اسلامی میگذره و توی این سالها موجب فخر و مباهات نظام بوده است.

انگار نه انگار که این خبرگزاری با طی مسیری طولانی تا همین دو سه سال پیش حرف اول را میان رسانه های گروهی کشور می زد و به عنوان یک رسانه مادر و مرجعی قابل اطمینان منبع خبری دیگر رسانه ها بود.

انگار نه انگار که برای سربلندی این خبرگزاری "صارمی ها" و "اخوان ها" و "ساجدی ها" و... شهید شدند تا نام ایرنا بر تارک تاریخ ارتباطات ایران بدرخشد.

انگار نه انگار که خبرگزاری ایرنا به عنوان خبرگزاری دولتی نظام جمهوری اسلامی باید زبان گویای مردم و پلی برای حل مسائل مشکلات آنها باشد.

انگار نه انگار كه این خبرگزاری باید الگوی دیگر رسانه های کشور بوده و از نیروهای کاری خود حداکثر استفاده را ببرد.

انگار نه انگار که این خبرگزاری باید تابلوی عملکردی نظام و نه پایگاهی برای تحقق اهداف حزبی و گروهی بوده و به جای رقابت های سیاسی به رقابت با سایر رسانه های داخلی و خارجی برای پیروزی در جنگ نابرابر نرم رسانه ای باشد.

انگار نه انگار که باید توی بمباران خبری رسانه های بیگانه که جنگ نرم آنها از هر اقدام نظامی خطرناک تر است و باید به مقابله با این و نه پرداختن به مسائل گرون حزبی و گروهی و مسائل حاشیه ای سیاسی پرداخت.

انگار نه انگار ....

آره، همه اينها رو گفتم تا بگم كه اين روزها ايرنا خيلي حال روز خوشي نداره.

ادغام و انحلال برخي سرويس هاي خبري كه سال ها در ايرنا فعال بودندُ كمرنگ شدن فعاليت برخی بخش ها شايعات خسته كننده هر روزه در خصوص آمدن و رفتن افراد جديد، كنار گذاشتن نيروهاي با تجربه و قديمي، عدم استفاده از نيروها و خبرنگاران تخصصي حوزه ها، انحلال برخي دفاتر داخلي و خارجي، جابجايي يكباره حوزه هاي خبري گروهها و بركناري خبرنگاران حوزه هاي خبري و ... همه خبرهاي ناخوشي است كه اين روزها نه تنها صحبت دائم نيروهاي متعهد ايرنا بلكه نقل محافل رسانه اي و غير رسانه اي شده است.

دلسردي بسياري از خبرنگاران براي فعاليت در ايرنا و دنبال كار جديد گشتن بسياري ازآنها در كنار افزايش مشكلات نيروهاي خبري قراردادي و رابطين خبر از ديگر اتفاقاتي است كه اين روزها ايرنا را شرايط چندان مناسبي قرار نداده است. 

از طرفي سياست هاي نه چندان منطقي براي فعاليت گروهها و حوزه خبري و نيز برخي تخريب غيراخلاقي چهره ها و گروههاي مختلف ايرنا را به جايگاهي رسانده كه سردرگمي را در فعاليت بسياري از كاركنان و خبرنگاران به دنبال داشته است.

كم اعتبار شدن اخبار اين خبرگزاري كه روزگاري تنها رسانه قابل اطمينان كشور بود و خروجي اندك ايرنا در ميان رسانه هاي ديگر كه نشات گرفته از برخي اخبار نادرست در حوزه هاي مختلف است از ديگر دردهايي است كه بدنه اين خبرگزاري را لطمه مي زند.

چه خبرنگار رسمي و پيماني و چه خبرنگاران قراردادي اكثرا با فكري باز و آرام و آسوده اين روزها در ايرنا مشغول كار نيستند و جملگي نگران از آينده...

اما به قول يكي از سردبيران قديمي اين خبرگزاري ، خبرنگاران و پرسنل ايرنا هچون سنگ هاي كف رودخانه اي هستند كه آب هاي خروشان از آنها گذشته اما آنها همچنان بناي رودخانه هستند.

مي مانيم به اميد تولد دوباره روزهاي روشن ايرنا...

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 21:44 توسط فرشید اسحاقی | |


Design By : Night Skin