تبليغاتX
شوکران
دستنوشته های یک خبرنگار (فرشید اسحاقی)

اختلافات اعضای شورای اسلامی شهر تهران و تغییر لحن گروهی از آنها در هفته های اخیر به گونه ای محسوس شده است که خود اعضا هم هرقدر سعی در پوشاندن این اختلاف دارند بازهم جلسات روزهای سه شنبه شورای شهر محلی برای تماشای این اختلاف نظر است.

صف بندی اعضای شورای اسلامی شهر تهران که به  خصوص در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری گذشته به وضوح مشاهده می شدُ در هفته های اخیر در دفاع و نقد عملکرد شهرداری تهران بار دیگر رخ نمایی می کند به طوری که سخنان برخی اعضای شورای شهر همچون خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهرُ  حمزه شکیب رییس کمیسیون توسعه و عمران این شورا و گاها حسن بیادی نایب رییس شورای شهر تهران به عنوان منتقدین اصلی عملکرد شهرداری تهران نشانی از اختلاف نظر میان اعضای شورای شهر تهران دارد.

اختلاف نظری که در جلسه اخیر شورای اسلامی شهر تهران سخنان بسیار تند و تاثیرگذار خسرو دانشجو در نقد اقدامات شهرداری در اجرای پروژه های شهری و واگذاری آنها که ورزشگاه تازه تاسیس امام رضا تاول آن بود فصل تازه ای را پیش روی روابط شهرداری و شورای شهر تهران گذشته است.

انتقادات تند حمزه شکیب از عملکرد شهرداری تهران در اجرای پروژه تونل توحیدُ آنچه حسن بیادی در خصوص واگذاری اماکن در اختیار شهرداری تهران گفت و گلایه ای که رسول خادم رییس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر در خصوص عملکرد بودجه ای شهرداری تهران و هزینه های فاقد به همراه واگذاری پروژه های عمرانی کرد در کنار فضای نه چندان آرام این روزهای جلسات شورای شهر تهران حکایت از روزهایی تازه در نظارت بر عملکرد شهرداری دارد.

جلسات اخیر شورای اسلامی شهر تهران همراه با اتقاد از عملکرد شهرداری از سوی تعدادی اعضای شورای شهر و نیز دفاع تلویحی برخی دیگر اعضای شورای شهر همچون مرتضی طلایی و علیرضا دبیر که از نزدیکان شهردار تهران محسوب می شوند همراه بوده و این مساله روابط این اعضا را نیز تحت الشعاع قرارداده است.

در یکی از همین جلسات پاییز امسال شورای شهر تهران بود که رسول خادم رییس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر در انتقادی تند از واگذاری پروژه های عمرانی شهرداری به صندوق ذخیره کارکنان شهرداری گلایه کرد و برخی افراد و سازمان ها در شهرداری را "غضنفر" خواند.

واژه ای که حداقل به مذاق تعدادی از اعضای شورای شهر خوش نیامد و در گفت وگوی خصوصی یکی از آنها با معاون شهردار تهران شنیده شد که گفت: "غضنفر خودشان هستند که در هر موضوعی دخالت و اظهار نظر می کنند. "

و یا آنجا که خسرو دانشجو در سخنانی پر حرارت از اعضای شورای شهر خواست "به انصاف خود مراجعه کنند و وقتی در جسلات غیر علنی شورای شهر از تخلفات شهرداری با خبر می شوند ان را پیگیری کرده و به حال خود رها نکنند." 

اینکه عملکرد شهرداری تهران در دوره مدیریتی فعلی چگونه بوده است و آیا توانسته نظر اعضای شورای شهر تهران را به عنوان ناظر اصلی فعالیت های این شهرداری جلب کند یا نه و اینکه مصوبات این شورا از سوی شهرداری چه گونه اجرایی می شودُ موضوعی است که به نظر در جلسات اخیر شورای شهر تهران بیش از آنکه در مواضع اعضای این شورا به کمک شهر و شهروندان بیاید تداعی گر روزهای پایانی شورای شهر اول تهران است که تحقق آن به نفع هیچکس نیست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:7  توسط فرشید اسحاقی   | 

پیدا کردن سوژه توی ماه رمضان برای خیلی از خبرنگارها به یکی از سخت ترین کارها تبدیل شده که یا اونها را بی خایل از خبر توی این یکماه می کنهُ یا مجبورند خبرهای کهنه استفاده کنند و یا به هر قیمتی که شده و از هر راهی به دنبال خبرهای تازه می گردند.

منم با تمام تجربه هفت هشت ساله توی حوزه شهری از این دست مستثنا نیستم با کمی سختی کمتر یکماه رمضان را سپری می کنم. اما توی بی خبری حوزه شهری و در حالی که داشتم تقویم روزهای مانده تا اخر ماه را نگاه می کردم یکشنبه ۲۹ شهریور عید فطر را دیدم و این سوال که چرا از "ستاد ویژه شهرداری برای ماه رمضان خبری نیست" برایم پیش آمد.

طی سال های گذشته از هفته اول ماه رمضان شهردای برای برگزاری نماز عید فطر در مصلا تهران آماده می شد و اطلاع رسانی می کرد اما امسال خبری از این فعالیت ها نبود که به هر طریق ممکن عیدیان رییس این ستاد را که گفته می شود در راه رفتن به سازمان سرمایه گذاری شهرداری و نشستن در کنار کرباسیان مدیرعامل جدید این سازمان استُ پیدا کردم.

هر پاسخی برای سوالم اعم از این اینکه هنوز اطلاع رسانی نشده یا کار به جای دیگر واگذار شده به ذهنم رسید اما این جواب که امسال نمازعید فطر در مصلی برگزار نمی شود غافلگیرم کرد.

جدا از مسایل سیاسی این روزها که هر خبر و اتفاقی در شهر سیاسی می شود اینکه نماز عید فطر بعد از چندین سال با شکوه مثال زدنی خودش که برای خیلی ها خاطر انگیز هم هست در مصلی برگزار نمی شود به نظرم مهم آمد و بلافاصله خبر رو به سردبیر دادم تا آنلاین شود.

ساعتی بعد از آنلاین شدن خبر جدا از رسانه ها و سایت داخلیُ رسانه های خارجی مثل بی.بی.سی فارسی و صدای امریکا به انعکاس این خبر پرداختند و تحلیل های متبوعشان را نیز چاشنی کردند.

صبح یکشنبه هم که پیشخوان روزنامه فروشی ها رو دیدم تیتر یک روزنامه هایی چون سرمایهُ اعتماد و حیات نو چشمم را زد که درشت خبر برگزار نشدن نماز عید فطر را کار کرده بودند.

اینکه این سوژه که خیلی اتفاقی و تنها با ورق زدن تقویم به ذهنم رسید و این چنین گسترده انعکاس یافت هم برای من و هم برای عیدیان که تا چند روز دیگر قائم مقام معاونت خدمات شهری شهرداری نیست غیر قابل پیش بینی بود.

نکته اخلاقی: اگر ما خبرنگارها به جای نق زدن و غر زدن خوابیدن اخبار حوزه از ابزارها و امکانات و سوژه ها استفاده کنیم ماه رمضان خیلی هم ماه بد خبر و کم خبری نمی شود!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 15:38  توسط فرشید اسحاقی   | 

وقتي سخنگوي شهردار تهران به خبرنگاران مي خندد!
سخنگوي شهردار تهران که همواره با چهره اي متبسم ميان خبرنگاران و رسانه ها حاضر مي شود امروز در دومين نشست خبري خود در سال جاري لبخندهايي به سوالات برخي خبرنگاران زد که جز تلخي چيزي نداشت.
به گزارش روز يکشنبه خبرنگار شهري ايرنا، سوالات برخي خبرنگاران حوزه شهري از رسانه هاي مختلف و به خصوص صدا و سيما خطاب به سخنگوي شهردار آنقدر مبتدي، غير واقعي و غير منطقي بود که نه تنها سخنگوي شهردار، بلکه ساير خبرنگاران نيز به اين سوالات لبخندي تلخ زدند.
حتي يکي از خبرنگاران که با توضيحات بسيار سعي در القاي سوال خود به سخنگوي شهردار تهران در خصوص کيفيت پايين آسفالت تهران داشت پس از توضيحات ايازي مجبور شد سوال ناپخته خود را از سخنگوي شهردار تهران پس بگيرد.

** طرح برخي سوالات از سخنگوي شهردار تهران در خصوص "قياس کيفيت آسفالت بزرگراههاي تهران و جاده هاي درون شهري"، "نصب پرده در اتوبوس هاي بليطي"، "ساخت 400 واحد مسکوني توسط شهرداري" و "نصب روزشمار براي پروژه باغ کتاب" موجب شد به دليل غير واقعي، غير منطقي بودن و تکراري و کهنه بودن با خنده هاي تلخ سخنگوي شهرداري مواجه شده و برخي خبرنگاران نيز از اين سوالات متعجب شوند.
اين درحالي است که با توجه به تنوع موضوعات شهري و فراز و نشيب هاي موجود در عملکرد مديريت شهري بسياري از موضوعات و سوالات تخصصي در اين جلسه مغفول ماند.

** بيان توضيحات اضافي و نظرات شخصي در سوالات خبرنگاران که تبديل به عادت ميان برخي خبرنگاران حوزه شهري شده است ،در جلسه امروز موجب شد تا سخنگوي شهرداري خطاب به خبرنگاران بگويد: خوب است خودتان اعلام مي کنيد بيان توضيح در سوالات عادتتان شده است.

** نزديک به 50 خبرنگاران، عکاس و تصويربردار رسانه هاي مختلف به پوشش خبري نشست سخنگوي شهردار تهران پرداختند.

** يکي از خبرنگاران در خصوص ميزان دقيق خسارت پيمانکار منوريل از توقف عمليات احداث اين پروژه سوال کرد که سخنگوي شهرداري تهران در پاسخ گفت: ميزان مشخص است اما الان حضور ذهن ندارم.
يکي از خبرنگاران نيز با زيرکي به سخنگوي شهرداري گفت: آقاي ايازي! هر وقت از شما درباره اين خسارت سوال کرديم شما حضور ذهن نداشتيد!
سخنگوي شهردار نيز خطاب به وي گفت: بعضي از موضوعات است که لازم است حضور ذهن نداشته باشم!

** تبري جستن سخنگوي شهرداري تهران از پاسخ هاي انتقادآميز از عملکرد دولت که پيشتر از سوي مسوولان شهرداري رخ داده بود موجب شد يکي از خبرنگاران درباره کاهش تنش هاي مسوولان شهرداري با دستگاههاي دولتي در ماههاي اخير سوال کند که سخنگوي شهرداري در پاسخ گفت: ما از ابتدا هم مشکلي با دولت نداشتيم فقط دنبال اين بوديم توقعات قانوني خود را از دولت دريافت کنيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 15:57  توسط فرشید اسحاقی   | 

مصاحبه امروز یکشنبه سخنگوی شورای شهر تهران که در پایان ۱۹۱امین جلسه شورای شهر برگزار شد جوی انتقادی از فعالیت های شهرداری در نوسازی بافت های فرسوده داشت که همراهی خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر با این انتقادات که تا پای "برخوردهای جدی با شهرداری تهران" نیز پیش رفت از این جلسه اخبار حاشیه ای را به دنبال داشت.

مهمترین این حاشیه ها - البته از دید من- خبر یکی از خبرگزاری ها بود که خبرنگار اون که از دوستان کاری من هم محسوب می شود در بخشی از خبر خود از "سوال خبرنگازی در مورد اینکه آیا احتمال استیضاح شهردار تهران به خاطر عملکرد بافت های فرسوده وجود دارد یا نه" نوشت که برای من بسیار عجیب بود.

چرا که اون خبرنگار من بودم که پرسیدم "آیا شورای شهر نمی تواند برای نظارت بیشتر بر روند نوسازی بافت های فرسوده با انتقادات موجود از ابزار های قانونی خود مثل تذکرُ سوال یا حتی استیضاح استفاده کند؟" و دانشجو هم در پاسخ توضیحات خود را ارائه داد.

اما اینکه کجای سوال من از دانشجو اینگونه برداشت می شد که من گفته ام " شهردار را به خاطر بافت فرسوده استیضاح کنید" برایم بسیار جای سوال داشت.

... اما باید بگم به عنوان خبرنگاری که هفت سال است در حوزه شهری قلم می زنم دنبال استیضاح و برکناری شهردار یا مدیران شهرداری نبودم و اصول حرفه ای روزنامه نگاری که من در پای درس اساتید نیز اموختم اینگونه ایجاب می کند که یک خبرنگار حتی اگر شخصا با مدیری مخالف است نباید در حیطه کاری آن را به وضوح علنی کند چه برسد به من که نه مخالفتی با شخص شهردار تهران و برنامه هایش  دارم نه هنوز آنقدر بزرگ شده ام که بخواهم دنبال استیضاح و برکناری مدیری باشم... امان از برداشت های شخصی خبرنگاران!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:44  توسط فرشید اسحاقی   | 

عصر امروز جمعه پس از مدت ها نشستم پای تلویزیون ایران و فیلم سینمایی دماغ رو نگاه کردم. فیلمی که تا چند ساعت "دپرسم" کرد و برای خودم بخاطر افرادی که در کنارم زندگی می کنند و به خاطر نداشتن ۱۰۰ هزار تومان پول مجبورند برای تهیه سیسمونی صبح تا شب کار کنند متاسفم شدم.

فیلم دماغ اگرچه در ظاهر داستان عمل کردن دماغ دختری جنوب شهری بود که به خاطر نداشتن یکی دو میلیون پول مجبور بود حرف عالم و آدم رو تحمل کنه اما در واقع پر از معنا و مفهوم شرایط بد زندگی برای بسیاری از خانوار ها که در چند قدمی ما هستند بود.

این جمله که "اگر پول داشته باشی و خرج نکنی میگن با فرهنگه اما نداشته باشی و خرج نکنی می گن فقیره" خیلی روی من تاثیر گذاشت.

متاسفانه بعد از ۳۰ سال شعار دادن و حرف زدن و عمل نکردن هنوز مردم ما مثل چیری که از همین فیلم دماغ پخش شد  نسبت به امنیت زن و دخترشون درشهر بی اعتمادنُ پول های خود را ۵۰۰ تومن ۵۰۰ تومن خرج می کنن تا تموم نشهُ واسه خریدن کتونی های بچشون باید سر خم کنن و بچه هم توی روی مادر نگاه کنه و بگه: اگه نداشتی واسه چی منو پس انداختی من که کارت دعوت نفرستاده بودم"!

جالب اینجا بود که کلی برای این فیلم نیز توی شبکه اول سیما تبلیغ شد و صدا و سیما با افتخار به نمایش این فیلم که جز بدختی مردم و فاصله فاحش طبقاتی چیزی نداشت پرداخت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 20:36  توسط فرشید اسحاقی   | 

 

فکر نمی کردم بعد از نزدیمک به یکماه که نشست خبری سخنگوی شهردار تهران با خبرنگارها می گذشت اونقدر حافظه اش یاری کند که در "تیکه"ای جالب خبر یکماه پیش من که از یادداشت های مکرر ایازی به مسولان شهرداری برای گرفتن اطلاعات بود را باز گو کند.

داستان از این قرار بود در آخهرین جلسه ایازی سخنگوی شهردار تهران با خبرنگاران آنها به طرح سوال های مختلف پرداختند که در ۵ - ۶ سوال ایازی اطلاع دقیقی برای پاسخگویی به خبرنگاران نداشت و مجبور شد در یادداشت هایی به بچه های دفتر خود از آنها آمار و ارقام سوال کند که چندان زیبنده "سخنگو"ها نیست.

این سوژه هم از دید خبرنگاری من پنهان نماند و در قالب خبری حاشیه ای روی خروجی ایرنا قرار گرفت.

اما بعد از حدود یکماه ایازی امروز در مصاحبه خود وقتی مجبور شد باردیگر برای اعلام نرخ کرایه ون ها از دفتر خود سوال کند هنگام ارائه پاسخ به خبر ایرنا اشاره کرد و خرده ای دوستانه به خبر یکماه پیش گرفت.

واقعا برایم جالب بود بعد از یکماه مشغله کاری آنقدر حافظه ایازی یاری داشته باشد که سر بزنگاه خبری حاشیه ای را مطرح کند.

البته کمی تامل کردم دیدم بی خود نیست مشاور عالی شهردار تهران به ایازی رسیده و احتمالا در خیلی موارد دیگر نیز از این هوش و حافظه برای کار در شهرداری استفاده خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 20:29  توسط فرشید اسحاقی   | 

وقتی آدم یه دفعه و توی یک بازه زمانی کوتاه با انبوهی مشکل ناخواسته مواجه می شه، نتيجه اش دو ماه خاموشي و دوري از دوستان و همكاران رسانه اي است كه بابتش پوزش مي خوام. هرچي بود با همه سختي ها گذشت و الان يه مطلب داغ دارم.

پنچنشنبه گذشته كه داشتم ستون يادداشت روزنامه ها رو مي خوندم با مطلب عجيب يكي از بچه هاي حوزه شهري در صفحه اجتماعي روزنامه اعتماد با عنوان "آقاي شهردار لطفا پاسخ دهيد" مواجه شدم. اين مطلب كه به قلم دوست خبرنگارم حميد ابراهيم زاده منتشر شده به نظرم بيش از هرچيز به يك متن انتقاد كمي غير منفطانه شباهت داشت كه انگار نمي خواست خيلي انصاف را رعايت كند.

اينكه خبرنگار ۱۱ سال حركت لاك پشتي احداث برج ميلاد را كه ۸ سال اون با ۴۰ درصد پيشرفت مواجه بوده را نديده و تنها كمي مصالح اضافي ساختماني كنار برج را مورد توجه قرار دهد از همان كم لطفي هايي است كه قاليباف شهردار تهران چندين بار در توصيف رسانه ها به كار برده است.

و يا قياس اين پروژه جندين ميلياردي با آبنماي موزيكال كه نه هزينه، نه كار تخصصي و نه زمان اجراي آن قابل قياس با احداث برج است نشاني از انصاف در نقد عملكرد مديريت شهري ندارد.

اينكه خبرنگار به عنوان يك نقاد عملكرد مديريت شهري و نه فقط يك انتقاد كننده صرف دست به قلم ببرد هنري است كه بايد بيشتر در خود تقويت كنيم.

 يادمان نمي رود كه همين سينما آزادي كه ۱۰ سال رها شده در مركز شهر بود هرگز مورد توجه مديران و رسانه ها قرار نگرفت اما همين كه مديري پيدا شد و در مدت دو سال آن را شنده كرد به خاطر يكي دو ماه تاخير شروع به كوفتن بر در انتقاد از شهرداري كرديم.

به عنوان يك خبرنگار با ۷ سال تجريه در حوزه شهري معتقدم كه اگر قرار بر انتقاد كردن است شيوه چشم بسته فعلي مي تواند ادامه پيدا كند اما اگر قرار است نقد عملكرد براي بهبود اوضاع شهر فارق از هرگونه گرايش سياسي داشته باشيم اندكي تامل و صبر براي نقد لازم است.

اما مطلب دوستم حميد ابراهيم زاده:

آقاي شهردار به حتم شما در مقايسه با برخي از مديران شهرداري مدير موفقي هستيد. شايد بسياري از ما با روش هاي مديريتي شما موافق نباشيم اما در اينکه در دوره مديريت شما تحولي در پارامترهاي شهروندي، زيباتر شدن شهر و ارتقاي سطح رضايت عمومي ايجاد شده است هيچ شکي نيست اما باور بفرماييد با اين همه موفقيت، اصرار شما به انجام کارهاي نمايشي را درک نمي کنم.برج ميلاد بالاخره پس از 12 سال افتتاح شد يا به قول شما و همکاران تان بهره برداري آزمايشي از آن آغاز شد اما آيا مي توان مصالح ريخته شده در گوشه و کنار برج را ديد و باز هم به راحتي از کنار آن گذشت؟سالياني است که شهرداري تهران پروژه هاي عمراني اش را فازبندي کرده است و براي افتتاح هر کدام از اين فازها برنامه هاي باشکوهي برگزار مي کند، سينماي آزادي را وقتي هنوز چند سالن ناآماده دارد افتتاح مي کند، بهسازي برج آزادي و پياده روهاي خيابان وليعصر هم وضعيت بهتري نداشتند، زماني که شما قيچي افتتاح را بر روبان قرمز آنها گذاشتيد، اما آيا اين انتظار نابجايي است که همان فازها نيز به صورت کامل ساخته و سپس افتتاح شوند؟اين سوال را پيش از اين بسيار پرسيده ايم ولي شايد اين بار پاسخ دهيد که چرا بايد پروژه هاي شهرداري نيمه کاره افتتاح شوند؟ چرا بايد کار ارزشمند شهرداري براي استقرار روزشمار کنار پروژه ها، تبديل به افتتاح نيمه کاره و عجولانه آنها شود؟آقاي شهردار شما در وضعيت سختي قرار داريد. نگاه شما به آينده سياسي تان افق هاي دوردستي را برانداز مي کند. احتمالاً شما تنها به ماندن در شهرداري و ايجاد خاطره يي خوش از دوران مديريت بر پايتخت فکر نمي کنيد. رقابت سياسي با رئيس دولت و به رخ کشيدن توانمندي هاي مديريتي در جايگاهي که وي پيش از اين نشسته بود، شايد به نوعي از همين موضوع برمي خيزد، اما آيا نبايد در اين ميان با شهروندان صادق بود؟نمايش دادن توانمندي هاي مديريتي نيز حق شما است ولي زماني که اين نمايش تبديل به «در بوق و کرنا کردن» موفقيت ها شود، براساس آنچه در کلاس هاي رسانه يي تدريس مي شود توي ذوق مي زند. حالا اگر شهروندان تهراني نمي دانند که افتتاح فلان پروژه به صورت نيمه کاره بوده است و ما اهالي رسانه هم به سادگي از کنار آن مي گذريم، با هزينه هاي دوباره سازي و بهبود بخشيدن به وضعيت کارهايي که در شرايط اضطراري و ملتهب پيش از افتتاح بر دست شهرداري مي ماند چه مي کنيد؟ آيا اين پروژه ها از پول عوارض مردم ساخته نمي شوند؟ در افتتاح آب نماي پارک ملت به شما گفتم «براي اولين بار است که از افتتاح يک پروژه شهرداري هيچ انتقادي نمي توانم بکنم» و شما به طعنه گفتيد که «ما به انتقادات شما عادت کرده ايم» اما آقاي شهردار اگر افتتاح برج ميلاد به همان روزهاي برگزاري اجلاس شهرداران کلانشهرهاي آسيا موکول مي شد ولي در عوض ما خبرنگاران نمي توانستيم هيچ کمبود و کاستي در اين پروژه مشاهده کنيم شما به اهداف خود نمي رسيديد؟ شما خود را در قياس شهرداران بزرگ جهاني مي بينيد. به راستي اگر در افتتاح يکي از پروژه هاي کلانشهرهاي دنيا کاستي هاي وجود داشته باشد شهرداران آن شهرها به راحتي از کنار آن مي گذرند. شايد اگر روزشمارها را از کنار پروژه ها برداريد ولي پروژه ها را تميز و مرتب افتتاح کنيد خيلي بيشتر از امروز به اهداف رسانه يي و مديريتي خود برسيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 11:23  توسط فرشید اسحاقی   | 

    

سالها بود که به اتوبوس های فکستنی و داغون توی خط های اتوبوس یا به قول هموم قدیمی ها خط ۱۱ عادت کرده بودیم.

اتوبوس هایی که هیچ نشانی از زندگی مدرن شهری و رعایت حقوق شهروندی نداشت و سوار شدن بر آنها با هزار و یک عذاب و بد بختی انجام می شد.

بوی گند دود و گازوئیل از یک طرفو صندلی های شکسته فایبر گلاس و چوبی از طرف دیگر. دسته ها و میله های اتوبوس ها نیز وضع خود را داشت و در کل اتوبوس خط ۱۱ سوار شدن یعنی مکافات عمل این دنیا.

مردم هم خیلی اعتراض می کردن و کسی گوشش بدهکار نبود . هرچی لباس های آنها در اتوبوس ها کثیف و پاره می شد یا ظاهر اتوبوس خاطرات جنگ جهانی دوم را تداعی می کرد آب از آب تکان نمی خورد و کم کم مردم به این وضع عادت کرده بودند.

اما فعالیت مدیریت تر و تمیز و شیک در شهرداری تهران که لباس معمولی شهردار آن کمتر از نیم میلیون تومن نیست و آدم از بودن در کنار اون احساس آرامش می کنه سبب شد تا کم کم آن همه خاطرت سیاه روزهای سوار شدن بر اتوبوس های دیزلی رنگ بازد.

امروز نیز خبر و عکس های ورود اتوبوس های جدید به تهران را دیدم و برای معدود دفعات از کار خبری در حوزه شهری و خدمتی که قرار است به مردم داده شود احساس رضایت و خشنودی کردم.

این اتوبوس ها اگرچه مدت هاست در شهرهای مهم اروپایی مردم را جا به جا می کند و برای مردمان آنها کمی "دمده" شده اما ما تهرانی ها کم کم معنی احترام به حقوق شهروندی را می فهمیم و باشد که این احساس خوش هر روز و هر روز بیشتر شود....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 18:28  توسط فرشید اسحاقی   | 

   

نمی دونم چرا اما یه مدته یعنی یکی دو هفته است که شهردار تهران سکوت خاصی رو اختیار کرده.

بعد از سخنرانی کوتاهی که محمد باقر قالیباف در مراسم افتتاح پل سراج داشت و بعد از اون مراسم با خبرنگاران رسانه ها صحبت نکرد مراسم افتتاح پل رو گذر بزرگراه شهيد باكري با بلوار فردوس نيز تدام سكوت قاليباف بود كه نه سخراني كرد و نه مصاحبه.

بعد از اون هم فقط در مراسمي كه به فناوري اطلاعات اختصاص داشت قاليباف صحبت كوتاهي كرد و ...

اينكه چرا شهردار تهران كه همواره از گفت وگو با رسانه ها استقبال مي كرد به يكباره سكوتي خاص اختيار كرده و از سويي با حضور رسانه ها در يكي دو برنامه اخير شهرداري تهران نيز موافقتن نكرده موضوعي است كه شايد دلايل مختلفي داشته باشد.

شايد يكي از اين دلايل داستان تعيين وزير كشور جدي است كه با معرفي شدن "كردان" به عنوان وزير پيشنهادي كشور كه از ياران نزديك علي لاريجاني رييس مجلس محسوب شده و عملا با وزارت احتمالي وي احتمال كاندايداتوري و رييس جمهوري او بيشتر خواهد شد ميزان ريسك شهردار تهران براي كانديداتوري انتخابات بعدي رياست جمهوري كمتر خواهد شد و يا....

به هر حال واقعا از ته دل اميدوارم كه آنچه اين روزها ميان اصحاب رسانه در خصوص فعاليت قاليباف در شهرداري مطرح است و از كم شدن انگيزه وي براي تدام برنامه هاي خود در شهرداري گفته مي شود درست نباشد و شهردار تهران همچنان به روند رو به رشد خود ادامه دهد.

روندي كه مي رود تا تهران بعد از روزهاي خوشي كه در دوران شهرداري كرباسچي داشت بار ديگر آن روزها را با آباداني شهر ببيند.

هميشه ميون بچه هاي حوزه شهري بارها گفتم كه بعد از كرباسچي كه نزديك به هشت سال شهردار تهران بود وضع شهر را زيرو رو كرد قاليباف توي همين مدت كم كارهاي زيربنايي در شهر كرده كه اگر اندازه كرباسچي وقت براي كار كردن داشته باشد قطعا بيش از آباداني دوران كرباسچي را براي تهران ارمغان خواهد داشت.

باز هم اميدوارم اون چيزهايي كه اين روزها بين رسانه ها درباره فعاليت قاليباف در شهرداري مطرح شده شايعه باشد و شهردار مشهدي تهران با لحجه شيرين خودش با انگيزه بيشتر در شهرداري كار كند و آنچه كه آغاز كرده تمام و كمال به پايان برساند و دوباره در جمع اصحاب رسانه با صبر و انتقاد پذير مثال زدني خودش حاظر شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 23:46  توسط فرشید اسحاقی   | 

    

انگار نه انگار که این خبرگزاری ایرنا بیش از هفت دهه از فعالیت اون به عنوان خبرگزاری دولتی و رسمی نظام جمهوری اسلامی میگذره و توی این سالها موجب فخر و مباهات نظام بوده است.

انگار نه انگار که این خبرگزاری با طی مسیری طولانی تا همین دو سه سال پیش حرف اول را میان رسانه های گروهی کشور می زد و به عنوان یک رسانه مادر و مرجعی قابل اطمینان منبع خبری دیگر رسانه ها بود.

انگار نه انگار که برای سربلندی این خبرگزاری "صارمی ها" و "اخوان ها" و "ساجدی ها" و... شهید شدند تا نام ایرنا بر تارک تاریخ ارتباطات ایران بدرخشد.

انگار نه انگار که خبرگزاری ایرنا به عنوان خبرگزاری دولتی نظام جمهوری اسلامی باید زبان گویای مردم و پلی برای حل مسائل مشکلات آنها باشد.

انگار نه انگار كه این خبرگزاری باید الگوی دیگر رسانه های کشور بوده و از نیروهای کاری خود حداکثر استفاده را ببرد.

انگار نه انگار که این خبرگزاری باید تابلوی عملکردی نظام و نه پایگاهی برای تحقق اهداف حزبی و گروهی بوده و به جای رقابت های سیاسی به رقابت با سایر رسانه های داخلی و خارجی برای پیروزی در جنگ نابرابر نرم رسانه ای باشد.

انگار نه انگار که باید توی بمباران خبری رسانه های بیگانه که جنگ نرم آنها از هر اقدام نظامی خطرناک تر است و باید به مقابله با این و نه پرداختن به مسائل گرون حزبی و گروهی و مسائل حاشیه ای سیاسی پرداخت.

انگار نه انگار ....

آره، همه اينها رو گفتم تا بگم كه اين روزها ايرنا خيلي حال روز خوشي نداره.

ادغام و انحلال برخي سرويس هاي خبري كه سال ها در ايرنا فعال بودندُ كمرنگ شدن فعاليت برخی بخش ها شايعات خسته كننده هر روزه در خصوص آمدن و رفتن افراد جديد، كنار گذاشتن نيروهاي با تجربه و قديمي، عدم استفاده از نيروها و خبرنگاران تخصصي حوزه ها، انحلال برخي دفاتر داخلي و خارجي، جابجايي يكباره حوزه هاي خبري گروهها و بركناري خبرنگاران حوزه هاي خبري و ... همه خبرهاي ناخوشي است كه اين روزها نه تنها صحبت دائم نيروهاي متعهد ايرنا بلكه نقل محافل رسانه اي و غير رسانه اي شده است.

دلسردي بسياري از خبرنگاران براي فعاليت در ايرنا و دنبال كار جديد گشتن بسياري ازآنها در كنار افزايش مشكلات نيروهاي خبري قراردادي و رابطين خبر از ديگر اتفاقاتي است كه اين روزها ايرنا را شرايط چندان مناسبي قرار نداده است. 

از طرفي سياست هاي نه چندان منطقي براي فعاليت گروهها و حوزه خبري و نيز برخي تخريب غيراخلاقي چهره ها و گروههاي مختلف ايرنا را به جايگاهي رسانده كه سردرگمي را در فعاليت بسياري از كاركنان و خبرنگاران به دنبال داشته است.

كم اعتبار شدن اخبار اين خبرگزاري كه روزگاري تنها رسانه قابل اطمينان كشور بود و خروجي اندك ايرنا در ميان رسانه هاي ديگر كه نشات گرفته از برخي اخبار نادرست در حوزه هاي مختلف است از ديگر دردهايي است كه بدنه اين خبرگزاري را لطمه مي زند.

چه خبرنگار رسمي و پيماني و چه خبرنگاران قراردادي اكثرا با فكري باز و آرام و آسوده اين روزها در ايرنا مشغول كار نيستند و جملگي نگران از آينده...

اما به قول يكي از سردبيران قديمي اين خبرگزاري ، خبرنگاران و پرسنل ايرنا هچون سنگ هاي كف رودخانه اي هستند كه آب هاي خروشان از آنها گذشته اما آنها همچنان بناي رودخانه هستند.

مي مانيم به اميد تولد دوباره روزهاي روشن ايرنا...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 21:44  توسط فرشید اسحاقی   | 

خبرنگاران حوزه شهری با توجه به محدودیت های اخیر در نحوه اطلاع رسانی اخبار شورای شهر تهران از حضور و پوشش خبری یکصد و هشتمین جلسه علنی امروز سه شنبه شورای اسلامی شهر تهران خودداری کردند.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که یکشنبه گذشته روابط عمومی شورای شهر تهران در تماس تلفنی با خبرنگاران اعلام کرد خبرنگاران از حضور در جلسه با سخنگوی شورای شهرکه هر هفته بعد از جلسه شورا تشکیل می شود خودداری کنند چراکه به دلیل کم اهمیت بودن موضوع دستورات جلسه روابط عمومی اقدام به ارسال اخبار می کنند.
اما خبرنگاران با آگاهی از دستور جلساتی مانند لایحه کمک 150 میلیونی شهرداری به فضای سبز فرودگاه امام خمینی (ره) و یا لایحه نورپردازی پل کارون شهر خرمشهر، پوشش این اخبار برایشان دارای اهمیت شد و راهی شورای شهر شدند.
اگرچه جلسه روز یکشنبه بدون حضور "مهدی چمران" رییس شورای اسلامی شهر تهران در ساعت 10:30 به پایان رسیده بود ، اما خبرنگاران در ساعت 12 این بار به اتاق سخنگوی شورای شهر در طبقه چهارم ساختمان شورا رفتند و "خسرو دانشجو" نیز با توجه به حضور حدود 10 خبرنگار پشت در اتاق خود آنها را به حضور پذیرفت و اخبار جلسه شورا را با آنها در میان گذاشت. اما بعد از این ماجرا روابط عمومی شورای شهر از حضور خبرنگاران برای ارسال هر چه سریعتر خبرهای شورا ممانعت کرد و با بی احترامی اعلام کرد که کسی حضور در روابط عمومی را ندارد.
خبرنگاران حوزه شهری در سال های اخیربارها نسبت به برگزاری جلسات غیر علنی شورا در روزهای یکشنبه اعتراض داشتند اما همیشه با پاسخ های تکراری قانونی بودن برگزاری چنین جلساتی با عنوان جلسات "علنی اما بدون حضور مستمع" مواجه شدند که این موضوع در روز یکشنبه گذشته با امتناع اولیه سخنگوی شورای شهر در پاسخگویی به خبرنگاران تشدید و باعث شد تا خبرنگاران در یک تصمیم جمعی از حضور در جلسه روز سه شنبه شورای شهر امتناع کنند.
در ماه های اخیر محدودیت های اطلاع رسانی برای خبرنگاران حوزه شهری تشدید شده و برخی اخبار با این توجیه که انعکاس آنها به صلاح شهر نیست توسط سخنگوی شورای شهر منتشر نمی شود این درحالی است که برخی از رسانه های دیگر از راههای غیر رسمی از این اخبار مطلع می شوند که این امر اطلاع رسانی از راههای رسمی را به دلیل فقدان اعتماد سازی در بین سایر خبرنگاران با تردید روبرو کرده است.
در ماه های اخیر در نحوه اطلاع رسانی اخباری مانند فروش سهام بانک سرمایه ، کمک سه میلیارد تومانی شهرداری به لبنان ، نامه معاون وزیر کشور به شهردار تهران و .... که همگی در جلسه روز یکشنبه شورا مطرح شده بودند به هر نحوی اخلال به وجود آمد و نحوه دعوت از خبرنگاران این حوزه دربرنامه های خبری غیر از جلسات شورای شهر نابسمان شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:33  توسط فرشید اسحاقی   | 

یکی دو هفته ای است که شهردار خوش زبان تهران چندان میان خبرنگاران و رسانه ها حضوری ندارد و به ندرت شاید در یک یا دو برنامه به قول بچه های خبرنگار "درپیتی"! میزبان خبرنگاران است.

اینکه شخص شهردار تهران چندان مایل به حضور در میان خبرنگاران نیست یا روابط عمومی این وسط سنگ اندازی می کند و یا دست مافیا! پس پرده است به ما ربطی ندارد اما آنچه مهم است کم صحبتی شهردار تهران و کم فروغ بودنش میان رسانه در روزهای اخیر است.

"محمدباقر قالیباف" در هفته های اخیر برنامه های خبری مهمی همچون دیدار با سفیر آلمان/ نشست مهم و رسمی با نمایندگان مجلس در برج میلاد / دیدار با رئوسای تشکل های دینی و سیاسی آلمان و نشست با اساتید دانشگاهها و دانشجویان را داشته اما خبری از خبرنگاران حوزه شهری در این برنامه ها نبوده است.

توی پیگیری های چند روز اخیرم تو شهرداری براي پي بردن به علت امر به چيزي نرسيدم اما منابع آگاهي و مطلع و با خبر اعلام مي دارند كه سياست و نوآوري جديدي در روابط عمومي شهرداري براي انحصار اخبار در خبرگزاري مهر و سايت اطلاع رساني سما در حال اجرا و مابقي رسانه ها بايد خود گوري براي خود بكنند!

تمام اين اتفاق ها در شرايطي مي افتد كه شهردار تهران تا قبل از سال جديد حضوري مثبت و تعامل خوبي با رسانه ها داشت كه در سال جديد بسيار كمرنگ شده است... مطمئنا اين كمرنگي ربطي به مسائل سياسي و انتخابات آينده ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:36  توسط فرشید اسحاقی   | 

         قهرماني تيم پرسپوليس

امروز يكي از با نشاط ترين و پرانرژي ترين روزهاي كاري من در سال هاي اخير بود. قهرماني پرسپوليس بعد از كلي خون دل خودرن و طرفداري هاي دو آتيشه توي ورزشگاه و كلكل انداختن با استقلالي هاي بي منطق! چنان انرژي به من داد كه ديشب تا نيم ساعت بعد از نيمه شب نيز با بقيه دوستاي پرسپوليس در حال خوش گذراني در شهر بوديم.

پرسپوليس قهرمان هفتمين دوره ليگ برتر فوتبال شده و بعد از چند سال به حق واقعي خود رسيد.

نگاه به اخبار ابتداي فصل تيم براي قهرماني كه مي كنم وعده قهرماني پرسپوليس با ۶۵ امتياز كه عملا با احتساب كسر شش امتياز در آخرين دقايق فصل رخ داد حقانيت اعتبار پرپوليس و حرفه بودن مربي اين تيم را كه از روز اول روح قهرماني در تيم دميد را نشان داد.

قهرماني پرسپوليس درسي بزرگ براي همه آدم هايي است كه مي خواهند در زندگي برنامه داشته باشند و بايد تا آخرين دقيقه براي رسيدن به هدف خود بجنگند.

شادي هواداران پرسپوليس بعد از قهرماني ديروز كه ياد آور جشن صعود تيم ملي به جام جهاني ۹۸ فراسنه بود نيز در نوع خود جالب بود به طوري كه عمده مناطق غربي و شرقي پايتخت تا نيمه هاي شب غرق در بوق خودروهاي پرسپوليسي و جشن هاي كوچك هوادارن در گوشه و كنار شهر بود.

پرسپوليس امسال شايد حرفه اي ترين تيم تاريخ ايران بود كه در اوج حاشيه ها - جنگ هاي رواني - كسر شش امتياز و .... اثبات كرد كه در ايران رنگ فقط قرمز است و تيم فقط پرسپوليس...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:23  توسط فرشید اسحاقی   | 

سال نو آوری و شکوفایی در روابط عمومی های شهرداری تهران نیز همراه با نوآوری های خارق العاده ای بوده و هر روز اتفاق تازه ای را در این مجموعه روابط عمومی شاهد هستیم.

یکی از این اتفاق ها برگزاری نشست های خبری خصوصی! از طرف روابط عمومی های بخش های مختلف شهرداری تهران است که هر روز بر آنها افزوده می شود.

هفته پیش نشست خبری طرح ممیزی شهرداری تهران با گلچینی از خبرنگارها! برگزار شد که در آنها اثری از خبرنگاران و نماینده های رسانه های پر مخاطب نبود.

در این نشست که در محل روابط عمومی شهرداری تهران نیز برگزار شد نه از ایرنا و نه از فارس و نه از ایسنا و نه از رسانه های خبری دیگر خبری نبود و چند خبرنگار گزینشی در نشست حضور داشتند.

بعد از این نشست برنامه خبری جمع آوری کودکان کار از سطح شهر تهران بود که بازهم خیلی از رسانه ها از جمله ایرنا نماینده ای در این برنامه نداشتند. مسئولای روابط عمومی معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری نیز با لبخندی بر لب اعلام کردند که قرار نبوده برنامه خیلی "گنده" بشه و به چند خبرنگار بسنده کردند.

امروز هم معاونت شهرسازی شهرداری تهران بعد از خواب زمستانی طولانی اطلاع رسانی نشست خبری "کوچه خوب از نگاه شهروندان" را برگزار کرد که در این نشست فقط سه خبرنگار حضور داشتند.

جالب اینجاست سایت روابط عمومی شهرداری با آب و تاب فراوانی به پوشش خبری و تصویری این نشست ها پرداخته و بعد هم در جواب اعتراض خبرنگارها که چرا نشست عمومی نبوده اعلام می کند: "چندان در جریان نبودیم."

حالا اینکه توی این برنامه های خبری چه خبره و چرا عده معدودی دعوت می شوند موضوعی که خیلی به ما ربط نداره و می ذاریم به حساب قدرت کار روابط عمومی!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:21  توسط فرشید اسحاقی   | 

فكر مي كردم سال كه نو شده و همه چيز رنگ تازه به خود گرفته ديگه از تيكه پراني هاي من و دكتر قاليباف توي مصاحبه هاي شهرداري تهران خبري نيست.

فكر مي كردم كه ديگه دكتر قاليباف يادش رفته كه من دنبال سوال ها و حاشيه هاي سياسي هستم و با جواب هاي تند توي برجكم نمي زنه.

اما مثل اينكه اشتباه كرده بودم و دكتر قاليباف ۸۷ همون دكتر قاليباف ۸۶ كه سوال هاي منو سياسي مي دونه و در جواب اونها طوري پاسخ مي ده كه نشه خيلي روي اون حرف زد.

داستان از اين قرار كه امروز بعد از تعطيلات سال نو اولين برنامه خبري شهرداري تهران با افتتاح ادامه بزرگراه يادگار امام شمال بود كه در پايان برنامه شهردار خوش لهجه تهران بين خبرنگار ها حاضر شد و به سوال هاي آنها پاسخ داد.

از اونجا كه خيلي سوژه خبري تو حوزه شهري نيست خيلي از خبرنگارها امروز از شهردار سوال نكردند و من هم از فرصت استفاده كردم و يه سوال نيمه سياسي از شهردار پرسيدم:

"آقاي قاليباف گفته مي شه همزمان با تغييرات در كابينه دولت شما نيز قصد برخي تغييرات در كابينه خود در شهرداري در بخش هاي فرهنگي اجتماعي حوزه دفتر شهردار و شهرداري هاي مناطق داريد. در اين مورد توضيح مي دهيد؟" 

دكتر قاليباف هم كه از ربط تغييرات كابيه دولت با برخي تغييرات احتمالي در سطح مديريت شهرداري ناراحت شده بود با نيشخندي بر لب گفت: "نكنه شما علم پيشگويي داريد؟؟؟؟؟"

من هم در جواب گفتم "پيشگويي نيست گمانه زني سايت هاي خبري است" كه دكتر قاليباف نيز توضيحي كوتاه در اين خصوص داد.

خوبه بدونید از چند هفته مانده به پايان سال گذشته برخي سايت هاي خبري از بركناري قريب الوقوع رييس سازمان فرهنگي هنري/ برخي شهرداران مناطق و مدير روابط عمومي شهرداري خبر داده بودند كه در توضيح امروز شهردار تهران درباره اين جابه جايي ها مشخص نشد كه بالاخره اين افراد مي مانند يا مي روند.... آنچه مشخص شد آگاه بودن برخي خبرنگارها به "علم پيشگويي" بود كه قرعه كار به نام من ديوانه افتاد!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 17:52  توسط فرشید اسحاقی   | 

شهردار تهران امروز در نخستین همایش بین المللی شهر الکترونیک که با همکاری شهرداری تهران و جهاد دانشگاهی برگزار شد در نقدی عقلایی و منصفانه از وضعیت مدیریتی کنونی کشور نکاتی را بر زبان آورد که به عنوان یک شهروند و نه یک خبرنگار آهی از ته دل کشیده و دقایقی را در فکر صحبت های شهردار فرو رفتم.

صحبت هایی که نه از روی بغض و کینه بلکه از روی دلسوزی به عنوان یک سرباز انقلاب از سوی قالیباف مطرح شد تا شاید تلنگری بر روند حرکتی جامعه باشد.

پیش از این همیشه در نگاهی به سخنرانی های شهردار تهران در مراسم های مختلف تصوری از بغض کینه در شهردار که در انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل بازنده میدان بود  داشتم اما امروز صحبت های شهردار نشان داد که اگر کینه ای از انتخابات قبلی هم وجود داشته دیگر آرمان شهردار ارمانی کینه ای نیست و در تکاپور برای استوار نگاه داشتن آرمان های انقلاب است.

وقتی امروز شهردار تهران خود در سخنان خود قیاس های هر روزه مسولان در عملکرد کشور را با دوران رژیم پهلوی قیاسی مع الفارق توصیف کرد به این حقیقت رسیدم که به راستی تاکی باید آبرسانی و برق رسانی به روستاها را بعد از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی افتخاری بزرگ برای مسولان توصیف کرد.

به قول شهردار تهران در شرایطی که مسولان در شهرداری دنبال احداث میوه و تره بار هستند کشورهای بزرگ دنیا ربات های علمی بزرگ می سازند و باز مدعی هستیم که کشور درحال توسعه هستیم.

قالیباف که به بیان خاطرات دوران دبیرستان خود پرداخت گفت که از آن موقع تاکنون ایران کشور در حال توسعه بوده و معلوم نیست که تا کی باید در لقای این واژه باشیم.

شهردار تهران تلنگری به نظام سیاسی و مدیریتی فعلی کشور نیز زد و با اشاره به عدم باور مسئولان از تغییرات جامعه و نوعی مقاومت در برابر آن نتیجه این گونه تفکر را تشکیل مدیرتی بسیار ضعیف و غیر تحولی در کشور  دانست.

خوب که فکر می کنیم و شرایط حال حاضر اجتماعی و اقتصادی کشور را می بینم به این نتیجه می رسم که قالیباف پر بیراه هم نگفته است و برآمد تصمیم گیری های مسولان جامعه نشان از همراه نبودن تدابیر حکومتی با تغییرات روز کشور و دنیاست.

تاملی بر نقد امروز قالیباف از شرایط کنونی کشور در کنار صحبت های انتخاباتی امروز او که تاکید کرد دنبال سهم خواهی و ارائه لیست انتخاباتی نیست این نکته را به ذهن می رساند که اگر مسولان جامعه بخواهند می توانند نسخه ای شفابخش برای عملکرد شخصی و حکومتی خود بپیچند.

وقتی قالیباف با اصلاح برخی دیدگاهها و اندیشه های خود نسخه ای شفابخش برای تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی خود پیچیده و اینچنین دلسوزانه مقامات و مسولان را به اطلاح برخی اندیشه ها و همگرایی بیشتر برای تحقق آرمان های امام و انقلاب دعوت می کند خوب است که دیگر مسولان مملکتی نیز در تغییری در مواضع خود که بهترین فرصت آن انتخابات مجلس است نگاهی از زاویه دیگر به سرنوشت نظام اسلامی ایران داشته باشند.

ترسیم آینده ایران در صحبت های امروز قالیباف بیانگر این نکته است که تا دیر نشده باید نگاهی واقع بینانه به تغییرات کشور و محیط پیرامون آن داشت چرا که تغییرات می روند و این ما هستیم که از سرعت آن باز می مانیم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:32  توسط فرشید اسحاقی   | 

نگفتم شهرداری و برنامه هاش چشم می خورن. تازه هفت هشت ده روزی بود که روال کار در شهرداری و برنامه های خبری اون روی غلتک قرار گرفته بود که دوباره این سق سیاه شهرداری تهران رو چشم زد و خبرنگارها سر کار ماندند.

البته این دفعه با دفعه های قبل فرق می کرد و روابط عمومی شهرداری تهران زیاد مقصر نبود اما داستان از این قراره که دومین همایش علمی و تخصصی نظارت همگانی شهرداری تهران قرار بود امروز با حضور رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و شهردار تهران و نیز جمعی از اساتید دانشگاه در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران برگزار شود که به دلیل پیش آمدن جلسات کاری مهمتر نه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه شهردار تهران در این برنامه حضور پیدا نکردند.

این مساله سبب شد که در آغاز همایش تعداد زیادی خبرنگار و تصویر بردار برای پوشش خبری برنامه در دانشکده مدیریت حضور یافتند که به دلیل حضور نیافتن مسولان دست خالی برگشتند.

گویا کنسل شدن نیامدن مسولان به این همایش اواخر شب گذشته مسجل شده بود و مسولان روابط عمومی شهرداری تهران نتوانسته بودند خبرنگاران را از این ماجرا مطلع کنند.

کاش هفته پیش از شهرداری تهران و منظم شدن برنامه های اون تعریف نمی کردیم که اینچنین چشم بخورد.

البته این امیدواری همچنان وجود دارد که دوباره برنامه های شهرداری بی نظم نشده و روابط عمومی شهرداری روند رو به رشد نظم در برنامه های خود را ادامه دهد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:53  توسط فرشید اسحاقی   | 

نخستین جشنواره ترافیک و رسانه بعد از کش و قوس های فراوان و سه بار تمدید مهلت ارسال آثار بالاخره امروز پایان یافت و منتخبان این جشنواره معرفی شدند.

جشنواره ای که در نوع خود بی بدیل و با اتفاقات جالبی همراه بود که روح حرفه ای برگزاری جشنواره های مطبوعاتی و رسانه ای را زیر سوال می برد.

برگزاری جشنواره های رسانه در چند سال اخیر برای تبلیغات دستگاههای مختلف که البته هزینه های بسیاری را نیز به دنبال دارد در بسیاری از بخش های دولتی و غیر دولتی باب شده و این درحالی است که هدف نهایی از برگزاری این جشنواره ها چیزی جز تبلیغ و تحت الشعاع قرار دادن فعالیت دستگاههاست.

جشنواره ترافیک و رسانه نیز از این دست جشنواره هاست که نگاهی به زوایا و برخی حاشیه های آن بیشتر ماهیت حرفه ای برگزاری این جشنواره را زیر سوال می برد.

اینکه در مرحله اول فراخوان جشنواره ترافیک و رسانه به طور محدود از رسانه ها برای شرکت در جشنواره دعوت شد و بعد که رسانه های جامانده اعتراض کردند طی دو مرحله فراخوان عمومی شد تا گلایه کمتری از سوی رسانه به این جشنواره باشد.

در همان روزها برخی نزدیکان معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری خبر از مسجل شدن منتخبان جشنواره در همان دور اول فراخوان دادند.

از سویی ماهیت برگزاری جشنواره های رسانه ای حضور نمایندگان رسانه ها با آثار تولید شده توسط خود افراد است و این مهم در فراخوان جشنواره ها نیز تاکید شده تا آثار ارسالی حتما تولید شده از سوی نماینده رسانه باشد.

اما جشنواره رسانه و ترافیک که مدیریت شهری تهران تاکید بر حرفه ای بودن این جشنواره دارد خلاف اصل اول برگزاری جشنواره های رسانه ای برای ارائه آثار حقیقی شرکت کنندگان را ثابت کرد.

در برخی بخش های جشنواره افرادی حائز رتبه های اول تا سوم شده اند که آثار انها هرگز تولید شده از طرف خود انها نبوده و اثار دیگر خبرنگاران را به نام خود ثبت و در جشنواره شرکت دادند.

از دیگر نکات حاشیه ای این جشنواره کسب رتبه توسط افراد اجرایی جشنواره است که طبق قانون برگزاری جشنواره های مطبوعات افراد دست اندکار برگزاری جشنواره خود حق شرکت در آن را ندارند.

نگاهی به آثار برگزیده در ۹رشته این جشنواره نیز حکایت از آن دارد که حدود ۸۰درصد آثار منتخب به قول ما خبرنگارها آثار مثبت و در مدح و منقبت مدیریت شهری بوده و عمده آثاری که به انتقاد از عملکرد مدیریت شهری در بخش های مختلف ترافیکی و زیست محیطی پرداخته اند راهی به مرحله نهایی جشنواره نبرده اند.

شنیده ها از شهرداری تهران نیز حاکی است شخص شهردار تهران که در ابتدا موافق برگزاری چنین جشنواره ای در سطح رسانه ها بوده بعد از سیر مراحل اولیه جشنواره انتقاد هایی را به روند برگزاری جشنواره داشته  و از همین رو در تایید جوایز نهایی برندگان تاملی بیشتری به خرج داده است.

در ابتدا قرار بود دوچرخه های میلیونی به همراه سکه های طلا به برگزیدگان اهدا شود اما شهردار تهران با مخالفت های مکرر با اهدای سفرهای زیارتی برای این جشنواره نیز موافقت نکرد.

خوب است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی اصلی برگزاری جشنواره مطبوعات و رسانه ها که در چندین سال برگزاری این جشنواره به طور حقیقی و حرفه ای به برگزاری ان پرداخت ُ با نظارتی دقیق تر بر برگزاری جشنواره های هم شکل جشنواره مطبوعات در دستگاهها از خدشه دار شدن ماهیت حرفه ای جشنواره های مطبوعات و رسانه ها جلوگیری کند.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 10:7  توسط فرشید اسحاقی   | 

شهردار دوست داشتنی تهران  پس از اون اتفاقی که توی برج میلاد برای خبرنگاران افتاد یک هفته ای است که دوباره بین خبرنگار ها جا باز کرده و توی دو سه برنامه شهرداری با لهجه شیرین مشهدی خود پاسخ گوی خبرنگاران شد.

پس از آنکه بعضی از رسانه ها و خبرنگاران حوزه شهری در رسانه ها و وبلاگ های خود از وضعیت برخی برنامه های روابط عمومی شهرداری انتقاد کردند انصافا توی یک هفته گذشته بچه های روابط عمومی با تنظیم دقیق برنامه ها برخی نقص های خود را پوشاندند تا روند اطلاع رسانی شهرداری به روال سابق برگردد.

 اگر چه شخص محمد باقر قالیباف شهردار تهران در شوخی پنجشنبه خود با خبرنگاران گفت که "شما قول دادید توی هر برنامه از من سوال نکنید" و خبرنگاران هم در پاسخ گفتند "قولمان را پس می گیریم!" اما صمیمیت به وجود آمده میان شهردار تهران و خبرنگاران فضایی مساعد برای کسب اخبار و اطلاعات از شهرداری تهران را فراهم کرده است.

البته هنوز شهردار تهران در پاسخ به سوال های من می گوید که "حاشیه ای و سیاسی سوال می کنی" و من را همچنان خبرنگار "حاشیه ساز" و "استاد حاشیه ها" خطاب می کند اما باید یه بار دیگر اعتراف کنم که هنوز نشده که سوالی از من در پرسش از شهردار بی پاسخ بماند و از این بابت یه تشکر ویژه از شهردار داشته باشم.

از سویی چون برخی خبرنگاران سق سیاه هستند و ممکن است فضای ارام به وجود آمده در اطلاع رسانی شهرداری را چشم بزنند! وقتی داشتم این پست رو توی وبلاگ می گذاشتم چند بار به تخته زدم و اسفند دود کردم تا نکند این روزهای آخر سال دوباره روابط عمومی و شهردار چشم بخورند...!   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 9:59  توسط فرشید اسحاقی   | 

این روزها برخی مخالفان شهردار و کوتاه بینان عملکرد مدیریت شهری پایتخت بد جوری به پر و پای قالیباف و مدیران میانی اون پیچیده اند. بعد از آنکه روزنامه ایران در هجمه ای چشم بسته به شهردار موضوع مشکلات فنی میدان و برج آزادی را پیش کشید و بعد از ان داستان برخورد شهردار با خبرنگار این روزنامه را در بوق و کرنا کرد این بار روزنامه هایی نظیر کیهان و سیاست روز در مطلبی به ورود افراطیون به مدیریت شهری اشاره کرده و آن را مورد نکوهش قرار داده است.

مساله ای که به عنوان خبرنگار حوزه مدیریت شهری تهران حداقل در ماههای اخیر ان را مشاده نکردم و معدود انتصابات صورت گرفته از سوی قالیباف نیز نشانی از ورود افراطی ها نداشت.

این که نگارنده گان این جراید از کجا به ورود افراطی ها به شهرداری پی برده اند بماند اما مهم اینجاست که چرا تا شهر روی غلتط کارقرار می گیرد و امورات رو به سامان می رود چنین مسائلی پیش می آید؟

شاید اگر نبود افتتاح زودتر از موعد سینما و آزادی و ترمیم برج آزادی و بهره برداری از پروژه ۱۰ساله برج میلاد و اهتمام برای احداث تونل توحید در موعد مقرر قالیباف این طور مورد هجمه قرار نمی گرفت.

جریان این روزهای شهرداری تهران به مثابه استقلال و پرسپولیس شده که تا روی فرم قرار می گیرند و روند موفقیت در پیش عده ای با حاشیه سازی تیم را در بحران برده و سعی در کاهش موفقیت های آنها دارند.

مساله ای که در بعد فوتبالی خود توانسته تا حدود زیادی نیز موثر باشد و باید دید که همت والای قالیباف که پیشتر در نیروی انتظامی نیز شاهد بودیم درگیر این حاشیه ها می شود و روند موفقیت امیز برنامه های شهرداری رو به افول می نشیند؟

این سوال قطعا در مدتی کوتاه با پاسخی واضح روبه رو خواهد بود اما این سوال که چرا و واقعا چرا کسی با هر نیت و هدفی می خواهد برای مردم تهران کار کند و انصافا با تمام قوا نیز کار می کند سنگ اندازی های متعددی از سوی جریانات مختلف صورت می گیرد؟ و چرا کسانی که مدعی اخلاق و رعایت منش کار گروهی هستند اینچنین موفقیت های یک عده را بر نمی تابند؟ یا اینکه چرا همشیه باید سکوت و بی خبری در شهرداری و مدیریت شهری باشد و وقتی پرخبری از اجرای امور می شود واکنش ها و موضع گیری های مختلف را شاهدیم؟ و صدها سوال دیگر که هنوز نتوانستم در شش سال فعالیت خبری متمرکز در حوزه شهری پاسخ منطقی برای آن پیدا کنم همانطور که در مطلب زیر نیز پاسخی نیافتم:

روزنامه سياست روز در شماره روز دوشنبه خود يادداشتي را به قلم «علي رضواني» تحت عنوان «ورود افراطيون به مديريت شهري» منتشر نمود كه در آن از حضور افراد منسوب به حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب در مديريت مناطق شهر تهران انتقاد كرد و نوشت: «اين روزها برخي از مناطق شمال شهر تهران شاهد تغيير در سطح مديريت بوده اند. افرادي كه منصوب به جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين مي باشند و در طول فعاليت ها همواره از دريچه حزب سياسي خويش به مسائل مي نگريستند؛ اكنون در مناطق شمالي و حساس شهر تهران كه داراي اختيارات گسترده و فراتر از مديريت ساير شهرهاي بزرگ كشور مي باشند بر مسند مديريت نشسته اند.»

 رضواني در ادامه يادداشت خود تأكيد كرد: «متأسفانه تغييرات گسترده غيرعلمي در برخي از اين مناطق نشان از نگاه سياسي اين ميدان مي باشد كه قطعاً شهروندان زيان ديدگان اصلي اين نوع رويكرد مي باشند. سؤال اينجاست كه آيا انتخاب اين افراد براي اداره مناطق مختلف شهر تهران بدون توجه به سابقه سياسي آنان بوده است و از آنان خواسته شده فقط به انجام وظايف مربوطه شهري عمل نمائيد؟ و يا مسائل ديگري در پشت پرده مطرح مي باشد؟»

 يادداشت نويس روزنامه سياست روز در پايان ابراز اميدواري كرد كه: «اميد است با توجه به نگاه دكتر قاليباف شهردار تهران به مقوله مديريت شهري و پرهيز از سياسي كاري و سياست زدگي در اين مديريت، شاهد شهري توسعه يافته با معيارهاي اسلامي و ايراني باشيم.»

منبع:كيهان

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 12:32  توسط فرشید اسحاقی   | 

برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد.

 زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل

خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد
برف سیاه

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 11:37  توسط فرشید اسحاقی   | 

آن قدر جريان رفت و آمدها در سطح دولت زياد شده كه ديگر به تغييرات مديران مياني و پايين دستي‌ها رضايت نمي‌دهيم و انتظار داريم وزيري ديگر از كابينه دولت نهم جدا شود و يا زمزمه بركناري‌اش به گوش رسد و چه انتظار بدي!
1-ديروز زمزمه استعفاي وزير جهاد كشاورزي خيلي جدي شد و در خبرها از تصميم نمايندگان مجلس براي استيضاح مجدد اسكندري مطلع شديم و روابط عمومي محترم اين وزارت‌خانه در گفت و گويي اين خبر را قوياً تكذيب كرد و بلافاصله نمابري به نشريات و خبرگزاري‌ها ارسال شد مبني بر آن كه اسكندري وزير جهاد كشاورزي قصد دارد امروز يك‌‌شنبه 18 آذر عملكرد سال جاري خويش و مجموعه تحت مديريت خود و برنامه‌هاي سال آينده را تشريح كند. اميد كه چنين باشد و وزير محترم جهاد براي دومين بار در سال جاري، برنامه‌ها و چشم‌انداز از وزارت جهاد كشاورزي را تشريح نمايد. گرچه ترديد داريم كه مصاحبه اسكندري صرفاً به خاطر تشريح عملكرد و برنامه‌هاي آتي باشد و شايد هم آقاي وزير مي‌خواهند خودي نشان بدهند و تاكيد كنند كه ما همچنان هستيم!
راستي زمزمه استعفاي وزير كشور با استعفاي قائم مقام ايشان همراه شد و ظاهراً "پورمحمدي" قرص و محكم در وزارت كشور باقي خواهد ماند.
2-ظرف 5/2 سال گذشته پنج وزير دولت نهم از تركيب كابينه خارج شده‌اند و هر بار اعلام كرده‌اند كه فلان وزير استعفا داده و زماني كه پاي صحبت وزيران به اصطلاح مستعفي مي‌نشيني آنان اعلام مي‌كنند كه بركنار شده‌اند و استعفايي در كار نبوده است.
3-با وجود تلاش‌هاي به عمل آمده، گراني همچنان مردم را در تنگنا قرار داده و آنچه از مسوولان محترم مي‌شنويم صرفاً وعده ارزاني است و مهارگراني و تورم. اگر باور نداريد سري به مراكز فروش بزنيد و از خواربار فروش محل زندگي خود ليستي از قيمت‌ها را بگيريد و از ايشان بخواهيد تحليلي بر قيمت‌ها داشته باشد تا متوجه شويد كه مردم بخصوص آنان كه نام‌شان را اقشار آسيب‌پذير گذاشته‌ايم با اين قيمت‌ها چه مي‌كنند.
تا يادمان نرفته خدمت جناب مفتح معاون محترم بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني اعلام نماييم كه ظاهراً برنامه ايشان و همكاران محترم براي توزيع گسترده روغن‌ نباتي مصوب تا شكستن قيمت‌هاي كاذب اين كالاي اساسي قرين موفقيت نشده و مردم همچنان روغن نباتي را با قيمت‌هاي متفاوت تهيه مي‌كنند. و اضافه كنيد بحث طرح ساماندهي مرغ و تخم‌مرغ وزارت جهاد كشاورزي را كه ظاهراً به وضعيت مرغداران محترم سامان داده و نابساماني قيمت‌ را دامن زده به طوري كه مردم گوشت مرغ را در چند روز اخير كيلويي 200 تا 300 تومان بالاتر خريدند و بابت يك شانه تخم‌مرغ ناقابل 30 هزار ريال خرج نمودند!
آفرين به اين همه همت و تلاش كه در همه حال به فكر خلق الله هستند.
4-ديروز، پريروز از سياست حضور نهاونديان رياست محترم اتاق بازرگاني ايران و رييس پارلمان بخش خصوصي سخن گفته شد و گذرا از آنچه كه درگردهمايي اتاق‌ها و شوراهاي مشترك بازرگاني اتفاق افتاد كه جناب وزير بازرگاني نيز حضور داشتند، گفتيم و شايد بي انصافي باشد كه از اين محفل با شكوه مختصر بگوييم.
خدمت مخاطبان محترم عارضم كه در اين گردهمايي نهاونديان با آن لحن ويژه ، از دستاوردهاي سفرهاي متعدد خويش و همكارانش به چند كشور اروپايي و آمريكا لاتين سخن گفتند و با اشاره به جايگاه بخش خصوصي اتاق‌هاي مشترك در روابط اقتصادي با كشورهاي جهان، بر سياست حضور، تاكيدي دوباره نمودند كه به يكباره با انتقادهاي نسبتاً شديد الحن برخي از اعضاي با سابقه اتاق‌هاي مشترك از جمله عسگر اولادي مواجه شدند كه تاكيد داشتند چرا در تركيب هيات‌هاي اعزامي، اتاق‌هاي مشترك حضور ندارند و جناب نهاونديان در پاسخ ‌گفتند كه هر جا كه اتاق مشترك باشد، طرف‌هاي ايراني نيز حضور خواهند يافت. البته ظاهراً حق به جانب ايشان است چرا كه هنوز اتاق‌هاي مشترك كشورهایي مثل فرانسه ، برزيل و ... تشكيل نشده و روابط اقتصادي و تجاري در حد هيات‌هاي عالي رتبه است. البته بماند كه اعضاي اتاق‌هاي مشترك بازرگاني در كشورهايي مثل عراق و كانادا و هلند و ... از ناهماهنگي دستگاه‌هاي دولتي در زمينه ارتباطات اقتصادي و تجاري گلايه داشتند. اين كه يكي از اعضاي اتاق مشترك بازرگاني ايران و عراق گلايه مي‌كند كه بساط كالاهاي ايراني در بازار عراق را بر چيده‌‌اند و اجناس تركيه‌اي و ... در بازارهاي اين كشور خودنمايي مي‌كند و ... و ما مانده‌ايم كه برنامه‌هاي رييس پارلمان بخش خصوصي در زمنیه گسترش حضور در بازارهاي جهاني را بپذيريم يا واقعيت‌هايي كه در چنين جلساتي گفته مي‌شود مورد تامل قرار گیرد
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 17:23  توسط فرشید اسحاقی   | 

انگار همین دیروز بود.....۲سال گذشت

حالا تو بگو اين بلوک 52 شهرک توحيد را رنگ کرده اند و تميز شده و ديگر نشاني از

آن آتش و دود 15آذر84 نيست....

اما مگر آن کابوس خواب و بيدار دختر يحيي يا دختر خلبان گوهري که در همين

شهرک زندگي مي کند پاک شدني است؟!

بگو فاصله ها رقيب خاطره ها نمي شود قبول ولي بگو چرا هر وقت يکي از

نزديکانشان را مي بينم خجالت مي کشم.بعد به اين فکر مي کنم که آيا همه خجلت

ها براي ماست يا سهمي هم دارند انهايي که دادگاه و پرونده را انقدر کش دادند که

آخرش هم نفهميديم چه شد؟!

باز بگو اوضاع انها آن بالابالاها خيلي از ما روبراه تر است قبول...اما بگو اين دو سال بر

پدرو مادر و همسر و بچه هاي اينها چه گذشت...حالا ما با درد و با ناباوري گذرانديم و

تازه داريم بدبختانه يا خوشبختانه کم کم با اين درد کنار مي آييم...

باز بگو فراموشي رسم اين دنياست قبول...ولي...ولي تو هم قبول کن فاصله ها کم

کم حريف خاطره ها مي شوند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:32  توسط فرشید اسحاقی   | 

یک معترض ضدجنگ با دستانی خونین سخنرانی روز گذشته رایس را به هم ریخت  - جلسه کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، واشنگتن

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:40  توسط فرشید اسحاقی   | 

محجبه شدن "لورا"، همسر جرج بوش در نشستی با بازماندگان سرطان سینه – ابوظبی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:38  توسط فرشید اسحاقی   | 

روزها مي گذرد . اين عمر توست كه همچون برگ درخت مي ريزد و ... و تو در كشاكش زندگي دلخوش به ايني كه بسياري حسرت عنوان تو را مي خورند! حسرت در ذات آدمي است اما .... به هر كه مي رسي ؛ وقتي تو را مي شناسد هنگامي كه متوجه مي شود با خبرنگاري هم صحبت شده كه بارها مطالب او را مي خوانده است... خبرنگاري كه هربار مطالب اورا از مقابل چشم خود مي گذرانده به نوع نگارش او در ذهن خود ابراز علاقه مي كرده است و هر بار در اين لوكيشن حسرت قرار مي گرفته است؛ فيلمي را بر پرده اكران مي برده كه طي آن خود را به عنوان نقش اول آن به جاي خبرنگار محبوب خود مي ديده است ؛ بغض در گلويت فرياد زنان چكامه مي سراید كه به راستي چرا «آواز دهل از دور خوش است؟» دوست داري در آن لحظه بر روي خط ذهن حسرت كش خواننده مطالبت بروي و با بيرون كردن او از پرده اكران خيال خام او فرياد بزني:«اين سوي سيم و آن سوي پرده خبري نيست » اما... اما در همان لحظه مخاطبت ؛ همان صاحب ذهن حسرت كش به عنوان تو دستش را به سوي تو دراز مي كند و مي گويد: «روزت مبارك خبرنگار»!!! ...و اينجاست كه تو اشك در چشمت و بغض در گلويت جمع مي شود تا با خود اميدوارانه بگويي: « از اين خوان به ظاهر گسترده و از آن طبل توخالي ؛ همان آواز از دور خوش دهل تو را كافيست » پس با تمام كمي ها و كاستي هاي شغل ارزشمند خبرنگاري به تمام شما همكاران عزيز مي گويیم: « روز خبرنگار مبارك»
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 13:4  توسط فرشید اسحاقی   | 

وعده رئيس مجلس شوراي اسلامي براي حل مشكلات مردم در متروي تهران كه به دنبال سفر كاري اخير وي با مترو درميان انبوه جمعيت و مشكلات فراوان انجام شد ، نقطه عطفي براي تحول بنيادين در توسعه مترو تهران به شمار مي‌رود. به گزارش خبرگزاري ايرنا پس ازآنكه چهارشنبه گذشته"غلامعلي حدادعادل"در اقدامي غيرمنتظره مسير منزل تا مجلس شوراي‌اسلامي را ازطريق خطوط مترو طي كرد،متوجه مشكلات زياد شهروندان در مترو همچون "تاخير در حركت قطارها، سيستم تهويه و خنك‌كننده نامطبوع، شلوغي بيش از حد، كمبود واگن و غيره" شد. وي وعده داد شخصا پيگير مشكلات مترو تهران از مجلس، دولت و شوراي‌اسلامي شهر تهران باشد. اين مهم اگر چه‌اتفاقي مبارك براي لمس هرچه بيشتر و بهتر وي از مشكلات مردم شد اما نگاهي به مباحث يكسال گذشته مترو تهران براي جذب منابع مالي جهت توسعه خطوط و واگن‌هاي قطار ، اين نكته را به ذهن مي‌آورد كه چرا هميشه مشكلات پس از رسيدن به نقطه اوج بايد حل شود؟ اسفندماه ‪ ۸۴‬و درجريان تصويب بودجه سال ‪ ۸۵‬كل كشور،موضوعي تازه با نام "تبصره ‪"۱۳‬وكمك ويژه به حمل و نقل عمومي مطرح و طي‌آن قرارشد دولت كمك‌هاي ريالي‌و ارزي براي توسعه حمل ونقل عمومي بخصوص مترو دركلانشهرهاداشته باشد. نمايندگان مجلس شوراي‌اسلامي باتصويب اين بند از قانون بودجه،توجه خود را به ضرورت توسعه حمل و نقل عمومي در بخش‌هاي مختلف نشان دادند اما غافل شدن از نقش نظارتي مجلس شوراي اسلامي بر حسن اجراي مصوبات از سوي دستگاه اجرايي - كه در اجراي تبصره ‪ ۱۳‬محسوس بود - موجب شد تا اين مصوبه كارايي لازم را نداشته باشد. موضوعي كه طبق قانون اساسي جمهوري‌اسلامي از وظايف ذاتي مجلس است و بايد مصوبات خود را تا آخرين مرحله اجرايي دنبال كنند. اين مهم درخصوص‌اجراي تبصره ‪ ۱۳‬قانون بودجه سال ‪۸۵‬اجرانشد و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز بدون توجه به تبعات اجرايي نشدن دقيق اين مصوبه پيش بيني‌هاي لازم در خصوص اين تبعات را نداشتند تا امروز مشكلات حمل ونقل عمومي بيشتر شود. آيين نامه اجرايي تبصره ‪ ۱۳‬با مشكلاتي مواجه بود و اعتراض‌هاي شوراي شهر و شهرداري تهران را در پي داشت و سبب شد تا بخش‌هايي از كمك دولت در قالب تبصره ‪ ۱۳‬كه بايد درسه ماهه اول سال گذشته پرداخت مي‌شد، صورت نگرفته و اين كار تا بهمن ماه نيز انجام نشود. دراين ميان مسوولان شهرداري تهران به دفعات از اختصاص نيافتن تبصره ‪۱۳‬ بخصوص در بخش مترو سخن گفتند امانمايندگان مجلس كه وظيفه پيگيري حسن اجرا مصوبات خود را دارند كمترين توجه را به اين موضوع داشتند. تمام اين اتفاقات و كش و قوس‌ها در شرايطي اتفاق افتاد كه روزهاي پر ازدحام مردم در مترو سپري مي‌شد و مدام درخواست كاهش مشكلات از سوي مسولان و توسعه خطوط را داشتند. تحقق نيافتن مصوبه مجلس براي اختصاص كمك ازمحل تبصره‪ ۱۳‬به‌متروي تهران كار را به سوال نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از وزير كشور كشاند و "مصطفي پورمحمدي" در مورد اين سوال نمايندگان كه چرا وقتي دولت مي‌دانست چنين تبصره‌اي اجرايي نمي‌شود آن را پيشنهاد كرده است، گفت: پيش بيني دولت براي اين تبصره ‪ ۴‬تا ‪ ۵‬سال است. اين جواب با آنكه انتظار بسياري از نمايندگان را برآورده نكرد، اما تحولي در فشار مجلس به‌دستگاه‌اجرايي براي پيگيري مصوبه مهم تبصره ‪ ۱۳‬نداشت تا مشكلات همچنان باقي بماند. براساس نظر كميته ويژه رييس جمهوري كه براي پيگيري سهم مترو در تبصره ‪ ۱۳‬تشكيل شد، ‪ ۳۵۰‬ميليارد ريال به‌مترو از محل تبصره ‪۱۳‬اختصاص يافته و اين در شرايطي بود كه مترو تهران درخواست دو هزار ميليارد ريال كرد. درنهايت بودجه‌اي كه بايد در سه ماه اول سال تخصيص مي‌يافت، بهمن ماه گذشته و با كسر بخش قابل توجهي از آن تخصيص يافت و مسوولان شهرداري را بر آن داشت تا به مردم بگويند: انتظارتوسعه حمل و نقل عمومي را به طور مطلوب معقول را نداشتند. پس از اين كش و قوس‌ها، بحث سهميه‌بندي بنزين ازسوي دولت درسال ‪ ۸۶‬مطرح شد و باتوجه به پيش بيني افزايش تقاضاي استفاده از حمل‌ونقل عمومي شهرداري تهران تاكيدكرد كه"بايد قبل‌از سهميه‌بندي،توجهي ويژه به حمل و نقل عمومي پايتخت شود." اما اين موضوع با توجه به زمان از دست رفته گذشته و فرصت كمي كه دولت براي برطرف كردن نيازهاي حمل ونقل عمومي داشت، محقق نشد تا بلافاصله پس از سهميه بندي بنزين، مشكلات حمل و نقل عمومي تهران به اوج خود برسد. طي دوهفته گذشته و با سهميه‌بندي بنزين،ميزان استفاده از خطوط مترو توسط شهروندان به طور قابل ملاحظه‌اي افزايش يافت و اين خطوط در حالي كه در پيش از سهميه‌بندي بنزين نيز پاسخگوي نياز شهروندان نبود، با مشكلات بغرنج تري مواجه شد. ازدحام جمعيت در قطارهاي مترو، نقص فني و تاخيرات پي در پي حركت قطار ها و از كار افتادن سيستم تهويه در بسياري از واگن‌ها را موجب شد و اين امر موجب گلايه مردم درخصوص اينكه "چرا قبل ازتوسعه حمل ونقل عمومي، بنزين سهميه بندي شد؟" به همراه داشت. موضوعي كه در گفت وگوهاي مردم در واگن‌هاي قطار با رييس مجلس شوراي اسلامي نيز مطرح شد و "حداد عادل" نيز با توجه به اينكه حجم مشكلات بسيار بود، مجبور به دادن وعده پيگيري مشكلات شد. حال با اين شرايط و در حالي كه فرصت‌هاي زيادي پيش روي مجلس شوراي اسلامي براي پيگيري اجراي مصوبه خود در قانون بوده براي رفع مشكلات حمل و نقل عمومي پايتخت وجود داشت و از آن استفاده نشد تا مشكلات همچنان باقي بماند، چگونه بايد انتظار داشت مردم همكاري كامل با مسوولان در سهميه بندي بنزين و استفاده نكردن از خودروهاي شخصي داشته باشند. اگرچه سال‌هاي گذشته نشان داد كه مردم همواره همراه و ياري‌گر مسئولان در طرح‌هاي مختلف بوده‌اند اما لازم‌است مسئولان نيز كمي توجه به ابزارها و امكانات اجراي طرح مختلف پيش‌از عملي‌شدن آن‌ها براي كاهش مشكلات مردم داشته باشند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 19:10  توسط فرشید اسحاقی   | 

ورودي كوچه پر است از زباله و گربه هايي كه هر ساعت در آن عروسي مي گيرند. بعضي موقع ها هم آنقدر تعداد آنها زياد مي شود كه از سر و كولت بالا مي روند. كمي جلو تر كه مي روي تصويري رنگارنگ از يك بازار روز را مي بيني. صف طولاني و پر سر و صداي شير دولتي شايد بارزترين ويژگي آن باشد كه روزهاي زوج هر هفته و با استقبال پر شور كارمندان و برخي همسايگان و هم محلي ها تشكيل مي شود. البته مديران ها علاقه زيادي به اين موضوع دارند و اگر چه مستخدمين دفاتر خود را راهي اين صف مي كنند اما ساعت 3يا 8عصر كه رهسپار خانه مي شوند كيسه هاي رنگي حاوي شير در دستانشان خودنمايي مي كنند. از صف شير كه عبور مي كني سكانس سبزي و سير و پياز و گوجه را مي بيني كه با شور و حلاوت خاصي در حال اجرا ست. يكي از گل زياد سبزي ها مي گويد‏ - آن يكي براي نهار مدير دفترش سبزي خريده و مشغول پاك كردن است و ديگري نيز سفارش گوجه گوشتي براي رب پزون خانه مادر زنش مي دهد. همين كه سكانس هاي زيباي شير و سبزي را در ادامه حركت مشاهده مي كني ناگهان تنه اي بهت مي خورد و سر كه بر مي گرداني كارگران تعاوني مصرف را مي بيني كه با صداي بلند مي گويند: اجازه بده پوشك و روغن و ... را ببريم داخل تعاوني. بله سكانس ديگري در حال نمايش است و آن تردد هاي بسيار به داخل تعاوني مصرف است كه در روز حداقل 30دقيقه از وقت كارمندان را مي گيرد. البته حالا كه اين تعاوني بزرگ شده و جو حضور در بالاي شهر مسوول آن را ترغيب به آوردن اجناس لوكس و خارجي نيز كرده صف تعاوني هم دست كمي از صف شير پيدا نكرده است. انگار نه انگار كه اين تعاوني براي كارمندان است و قريب به اتفاق مشتريان آن را هم محلي هاي تيتيش ماماني كوچه مجلسي خيابان وليعصر تشكيل مي دهند. يه خورده كه خسته مي شوي و قصد داري زودتر به سر كار بروي ناگهان تابلوي بزرگ و آبي رنگ آرايشگاه برق چشمانتان را مي گيرد. سري كه به آن مي زني و نيت مي كني پشت گردن را تميز كني با جواب مسوول شمالي آرايشگاه كه بسيار به خود مطمئن بوده و خود را در رديف آرايشگران namber van اروپا قرار مي دهد مواجه مي شوي كه مي گويد: تا يك هفته ديگه وقت نداريم بايد هفته ديگه بياي و وقت بگيري تا شايد نوبتت شود. بي خيال آرايشگاه كه شدي و چشمانت را مي بندي كه سكانس هاي تازه را نبيني به ماشين هاي در به داغون پارك شده در حياط مي خوري كه براي عبور از لابلاي آنها بايد هر چه داري زمين بگذاري و با نوك پا طوري رد شوي كه گوشه لباست به آنها نگرفته تا مجبور نشوي براي حضور در يك مكان دولتي هر بار يا لباس نو بخري يا بسته بسته تايد براي شستن آنها مصرف كني...... بعد از اين سكانس ها تازه بايد پله هاي عريض ساختمان را طي كني تا به اصطلاح وارد يك خبرگزاري پر فيس و افاده شوي. بله اين مسيري است كه هر روز بايد براي ورود به يك به اصطلاح خبرگزاري - كه آنقدر كار حرفه اي در آن مي شود مدام از خبرگزاري هاي در پيتي مثل بي.بي.سي و آسوشيتد پرس سفارش كار مي گيرد - شوي. گذر از اين مسير زيبا و پر هيجان را به تمامي روزنامه ها - خبرگزاري ها و سايت هاي خبري داخلي و خارجي پيشنهاد كرده و معتقديم براي حرفه اي كار كردن از اين الگو استفاده كنند.... البته اين رو هم بگويم كه شنيده ها حكايت از پايان اكران اين سكانس ها در آينده اي نزديك با جا بجايي ساختمان خبرگزاري دارد و به همين دليل تا بازار سياه بليط اكران اين سكانس ها به وجود نيومده براي ديدن آنها اقدام كنيد. زيبا باشيد...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 8:48  توسط فرشید اسحاقی   | 

مردم ايران بالاخره بوي نفت و مشتقات آنرا با سهميه بندي بنزين بر سر سفرهاي خود ديدند و اين اتفاق شايد ديگر در طول زندگي آنها تكرار نشود. نزديك به 24 ساعت است كه بوي نفت و بنزين به سر سفرهاي مردم آمده و از اين طريق آنها مي توانند به رعايت عدالت اجتماعي اميدوار و براي ادامه زندگي خود برنامه داشته باشد. رييس جمهروي محترم كشورمان كه پيش از انتخابات رياست جمهوري نهم يكي از محوري ترين شعارها و برنامه هاي خود را آوردن پول نفت بر سر سفرهاي مردم اعلام كرد ـ اگر چه بعد ها اين شعار و وعده از سوي وي تكذيب و منتسب به هواداران وي در انتخابات شد - بالاخره در سالگرد دومين سال رياست جمهوري با سهميه بندي بنزين محقق شد . بسياري از مردم طي 24 ساعت گذشته با پارچ و ليوان و دبه و پيت و هرآنچه درآشپزخانه خانه شان است و موقع شام و ناهار در كنار سفره غذا قرار مي دهند اقدام به گرفتن بنزين از پمپ بنزين ها كردند تا شايد دو سه كيلومتري خودروهاي انها بيشتر راه رود. اما از آنجا كه صف هاي طولاني خريد بنزين خستگي مفرطي را بر تن انان گذاشت حال و حوصله اي براي شستن اين ظرف ها پس از تهيه بنزين نماند و اين چنين آنها ظرف هايي را كه بوي بنزين و نفت را مي داد در كنار سفرهاي غذا قرار داده تا اينگونه بوي نفت و بنزين بر سر سفره هاي آنها بيايد. سهميه بندي بنزين بمب خبري 24 ساعت گذشته كشور بود كه از بس بر سر زبان ها افتاد نه تنها بوي نفت و بنزين سر سفر ها آمد بلكه مزه آن نيز كاملا احساس شد. بوي نفت كه بر سر سفره ها آمد حسني ديگر را نيز براي مردم به همراه داشت و به دبنال آن نوزادان زيادي نيز متولد شدند تا بسته هديه دولت كامل شده و كاملا اين اتفاق براي مردم مبارك باشد. اگرچه هنوز مشخص نيست كه چرا اين همه حسن و خوبي كه به دنبال آمدن بوي نفت به سر سفرها آمد چندان به مذاق عمده مردم خوش نيامده و براي درمان دردهاي اين ناخوشي پناه به فروشگاه شهروند و پمپ بنزين و صندوق صدقات و باجه مخابرات آورده اند. اينجاست كه مي گن بابا ايوالله ........
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 18:2  توسط فرشید اسحاقی   |