شوکران
دستنوشته های یک خبرنگار
میگن مدیرعامل جدید ایرنا که هنوز بر صندلی ریاست ننشسته (بهداد) سیاست های بسته خبری و کاملا محافظه کار داره. سیاست هایی که روند اطلاع رسانی از سوی خبرگزاری رسمی کشور را با چالش مواجه می کنه و از این حرف ها. البته شناخت چندانی از سیستم کاری مدیریت جدید عامل خبرگزاری ایرنا ندارم اما این را گفتم تا نکته ای را به استحضار محترمتان برسانم. و آن نکته این است که قبل از روی کار امدن مدیرعامل جدید به قدری سیاست بسته خبری در ایرنا در حال اعمال است که حتی کوچکترین مسائل و اخباری که کمی بویی از مشکلات کشور را داشته باشد روی خروجی قرار نمی گیرد. برای مثال چند وقتی است که از گرانی و نبود سیمان و میلگرد قرار نیست خبری روی خروجی عادی ایرنا قرار گیرد و به همین منظور مصاحبه ای که دو روز پیش با معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران در خصوص افزایش قیمت اجرای پروژه های شهری به دلیل کمبود سیمان و میلگرد داشتم روی خروجی ایرنا قرار نگرفت. و یا صحبت های دیروز قالیباف شهردار تهران در خصوص گرانی مسکن و صرف ۱۰۰درصد درآمدهای خانوار شهری برای تامین هزینه مسکن نیز روی خروجی نرفت تا مشخص نشود که مشکلات مردم کی باید در خبرگزاری رسمی کشور منعکس شود. نمی دانیم ما اشتباه می کنیم یا سیاست های خبری ایرنا اما آنچه مشخص است عمر رفته ما و .... این نیز بگذرد. كنسرت در دو سانس ۱۸و ۲۱ عصر برگزار شد و جمعيت زيادي از دخترها و پسرهاي جوان كه در لابه لاي آنها برخي چهره هاي ميانسال و جا افتاده نيز حضور داشتند. از ويژگي هاي كنسرت و نوع خواندن حميد عسگري و نورپردازي سالن كه بگذريم مي رسيم به نكته حاشيه اي اين كنسرت كه چگونگي حضور دختر و پسرها در اين كنسرت بود. گرچه بليت ما در جايگاه آصلي سالن و نزديك به سن برگزاري كنسرت بود اما در ورود و خروج از سالن صحنه هايي را با ديد ريزبين خبرنگاري ديدم كه جالب بود. ديروز هر كسي در كنسرت شركت كرده بود علاوه بر ديدن و شنيدن موسيقي زنده پاپ شوي زنده لباس و مدل مو و آرايش را نيز بدون پرداخت وجه تجربه كرد! دخترها و پسرهايي كه با آخرين مدل هاي روز در كنسرت حاضر شده بودند بي آنكه فكر كنند چسبيده به محل كنسرت ساختمان وزارت كشور و كلي مامور انتظامي است. هركسي با هر وضعي كه فكرش را كنيد در كنسرت حاضر بود و احد و ناسي هم كاري به كار اون نداشت. از طرفي موقع موزيك هاي شش هشت هم كه مي شد برخي دوستان! كنسرت را با جشن هاي دوبي و ... اشتباه گرفته بودند و بي توجه به حجاب و ... انرژي هاي نهفته خود را خالي مي كردند. آخرهاي سالن هم بازار شماره بده و شماره بگير و قرارهاي بعد از كنسرت هم داغ بود با وجود ماموران فراوان لباس شخصي كسي كاري به ماچه و بوسه هاي خودموني دوستان ! كاري نداشت. برام خيلي جالب بود كه توي اينهمه برنامه هاي محدوده كننده وزارت كشور براي آزادي هاي فردي جوانان در جامعه چطور در اين كنسرت با وجود ماموران فراوان محدوديتي ايجاد نشد. بالاخره حس كنجكاوي من كار افتاد و متوجه شدم سالن به دوربين هاي مدار بسته مجهز بوده كه از افراد مختلف نيز عكسبرداري مي كند!!! اينكه اين تصاوير بعدا به چه كار آيد مشخص نيست اما به تمامي دوستان و علاقه مندان موسيقي هاي زنده و اصولا جمع هاي عمومي تينيجري! توصيه مي كنم جهت جلوگيري از عواقب بعدي بيشتر مراقب خود باشند. تازه اين اتفاق ها كه گفتم مربوط به سالن اصلي بود و از بالكن كه دائما جيغ و داد جوان ها به گوش مي رسيد گزارشي دريافت نشده است!!!!!!!!!!!!!! توی این بی خبری حوزه شهرداری و پرسان پرسان از برنامه های قالیباف در شهرداری متوجه بستری شدن وی در بیمارستان میلاد تهران شدم. دکتر قالیباف شهردار تهران دوشنبه گذشته به دلیل مشکلاتی که مدت هاست در معده خود و انهم به یادگار از جنگ تحمیلی با آن دست و پنجه نرم می کند یکروزی را در بیمارستان میلاد بستری شد تا تحت مراقبت قرار گیرد. البته به حمدالله اکنون حال دکتر قالیباف خوب است و کمتر از یکروز در بیمارستان بستری شد. از اطرافیان دکتر قالیباف اینطور شنیدم که وی در سال های گذشته نیز مشکلاتی را در معده خود ناشی از اثران جنگ تحمیلی داشت که این مشکلات دوباره ناراحتی کوچکی را برای شهردار به دنبال داشت. به هر حال کار توی شهرداری تهران و با هزار مشکل و مکافات و کج خلقی های خیلی از خوب نخواهان شهرداری! اونقدر سخت و طاقت فراست که به خودی خود مشکلات را برای مدیریت مجموعه به دنبال داشته باشد چه رسد به اینکه مشکل کوچکی نیز به یادگار از دوران جنگ برایت مانده باشد...! بعد از اون داستان سهمیه بندی اینترنت که هفته پیش توی خبرگزاری ایرنا استان تهران از سوی مدیریت این خبرگزاری اعمال شد در چند روز اخیر و به دنبال حاشیه سازی عده ای خیرخواه ! و دور و بر مدیریت استان تهران به طور کلی اینترنت این مجموعه قطع شده است. اونقدر جریان زیر آب زنی در قطع شدن اینترنت خبرگزاری استان تهران خوب و قوی عمل کرد که در دنیای امروز ارتباطات که هیچ راهی برای محدود کردن دسترسی به اینترنت نیست مدیریت خبرگزاری استان تهران اینترنت این مجموعه را قطع کرد تا شاید به نوعی به حرف دور و بری های خیرخواه خود را گوش کرده باشد. حالا توی چند روز اخیر دفتر پایتخت خبرگزاری دولت ایران از وجود اینترنت آنهم به دلیلی واهی محروم شده و اندک خبرنگارهای این مجموعه خبری از دنیای اطراف خود ندارند. شاید مدیریت این مجموعه با قطع شبکه اینترنت دنبال کاهش کپی پیست اخبار در خبرگزاری بودند اما لازم است توصیه کنم که دنبای ارتباطات امروز آنقدر وسیع و گسترده شده که دیگر اقدامات بچه گانه ای مثل قطع کردن شبکه اینترنت اقدامی پوچ برای محدود کردن افراد باشد. خبرگزاری دولت صد سال به این سال ها...!!!!!!!!!!!!!!! از 62 جایزه امسال بنیاد ورلد پرس فوتو 17 جایزه به عکاسان آمریکایی رسید و چهار جایزه را هم بریتانیاییها بردند. کانادا پنج، ایتالیا و اسپانیا چهار، مجارستان و چین سه، فرانسه، آلمان، اسرائیل، سوئیس و استرالیا دو و زیمبابوه، ژاپن، بلغارستان، هلند، بلژیک، پرتغال، دانمارک، آفریقا جنوبی، روسیه، لهستان، کلمبیا / آلمان و لهستان / مجارستان هر کدام برنده یک جایزه شدند. به نوشته خبرگزاری رسمی دولت فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ در این باره گفت: با توجه به شرايط خاص نوع پوشش در فصل پاييز و زمستان، بزودي طرح برخورد با بدحجابي، بدپوششي و پوشش نامناسب زمستاني در تهران به اجرا درميآيد. وي تصريح كرد: دراين طرح باهمه كساني كه ازچكمههاي بلند و شلوارهاي تنگ و چسبان استفاده ميكنند برخورد ميشود. وي اظهارداشت: پوشيدن لباس و مانتوهاي تنگ و چسبان، استفاده از چكمههاي بلند و شلوارهاي كوتاه كه داخل چكمه باشد،روسري و شالهاي كوتاه كه موي سر را نپوشاند و مغاير با پوشش اسلامي باشد ممنوع و پليس با استفادهكنندگان برخورد ميكند. وي تاكيدكرد: استفاده از كاپشنهاي كوتاه ومانتوهاي كوتاه وتنگ كه حداقل تا زانو را نپوشاند نيز مشمول اجراي طرح برخورد بدحجابي و بدپوششي قرار ميگيرد. فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ گفت: همه كساني كه از كاپشن كوتاه استفاده ميكنند بايد حتما زير آن مانتو بلند بپوشند درغيراين صورت باآنها برخورد ميشود. سردار رادان خاطرنشان كرد:اجراي اين طرح ازاوايل هفته آينده بصورت گسترده در همه مناطق تهران بزرگ آغاز و باهرنوع پوشش نامناسب فصل زمستان و پاييز برخورد قاطع ميشود. به گفته وي، استفاده از كلاه بدون روسري و مقنعه نيز ممنوع بوده و باهمه كساني كه از اين نوع پوشش استفاده نمايند برخورد ميكنيم فکرش را بکنید. با رسیدن قیمت هر حلب روغن به ۱۰هزار تومان دیگر رنگ بی رنگ روغن را در غذاهانمی بینیم. نمی دونم شما چه جور می تونید کتلک و شامی و کوکو و سوسیس و همبرگر و هات داگ و .... را بدون روغن سرخ کرده و میل کنید. کمی هم تصور کنید دیگه از قیمه و قورمه سبزی و خورش کرفس هم خبری نخواهد بود چون روغنی برای سرخ کردن پیاز و سبزی و کرفس و ... نداریم. در نتیجه پیشنهاد می کنم با نوجه به اینکه قوت لایموت ما ایرانی ها از گذشته و حال و آینده نان و فقط نان است هرچه سریعتر برای پیش خرید نان های بربری و سنگک و لواش و .... اقدام کنید تا صف ها بیش از این شلوغ نشده. لطفا خشخاش را روی نان سفارش ندهید تا در مهمانی دولت محترم نهم تجملات و از این جور حرف ها نباشد! رای گيری برای صدور «اخطار قرمز» برای پنج ايرانی ايران در جريان هفتاد و ششمين مجمع عمومی پليس بين الملل در مراکش، به شدت در تلاش است تا از ورود نام پنج ايرانی و يک لبنانی به فهرست«تحت تعقيب» اينترپول جلوگيری کند. به در خواست کميته اجرايی اينترپل، مجمع عمومی پلیس بین الملل درباره صدور «اخطار قرمز» برای پنج ايرانی و يک لبنانی که متهم به دست داشتن در انفجار مرکز همیاری يهوديان «آميا» در آراژآنتين هستند، رای گيری خواهد کرد و ايران در تلاش است تا اعضا را به دادن رای منفی در اينباره ترغيب کند. در بمبگذاری در آميا، که در مرکز همياری يهوديان در پايتخت آرژانتين در ژوييه ۱۹۹۴ ميلادی منجر به کشته شدن ۸۵ نفر و زخمی شدن بيش از ۳۰۰ نفر شد. هيئت ايرانی شرکت کننده در اين نشست هشدار داده است که «رای به صدور چنين اخطاری پليس بين الملل را به ابزاری سياسی بدل کرده و انع انجام ماموريت محوله خواهد شد». «اخطار قرمز» حکم جلب بین المللی نیست، اما پلیس بین الملل در خواست می کند که این افراد دستگیر شده و احتمالا به کشور درخواست کننده تحویل داده شوند. در صورت رای مثبت مجمع عمومی، اخطار قرمز ازطرف پليس بين الملل برای محسن رضايی، رييس سابق سپاه پاسداران، علی فلاحيان، وزير اطلاعات سابق ايران، محسن ربانی، احمد رضا اصغری،و احمد وحيدی صادر خواهد شد محمد اصفهانی نژاد، يکی از مشاوران حقوق هيئت نمايندگی ايران، در اين باره گفت:« ما نمی خواهيم پيوستگی اينترپل شکسته شود. اگر چنانچه اين ااخطار صادر شود، اينترپل به عروسکی برای استفاده يک کشور عليه کشور ديگر خواهد شد». مجمع عمومی اينترپل روز چهارشنبه دراين باره رای گيری خواهد کرد. هيئت ايرانی ادعا می کند که آمريکا و اسراييل درصددند تا با استفاده از اين مسئله به ايران فشار بيشتری وارد کنند. محمد علی پاکشير، يکی ديگر از مشاوران حقوقی هيئت نمايندگی ايران، می گويد:« آمريکا و اسراييل می کوشند با صدور اخطار قرمز به جهانيان بگويند که آنها تروريست هستند و ايران تروريست صادر می کند». در صورت رای مثبت مجمع عمومی، اخطار قرمز ازطرف پليس بين الملل و به درخواست دولت آرژانتين برای محسن رضايی، رييس سابق سپاه پاسداران، علی فلاحيان، وزير اطلاعات سابق ايران، محسن ربانی، احمد رضا اصغری،و احمد وحيدی صادر خواهد شد. اينتر پل همچنين برای «عماد مغنيه» ، عضو حزب الله لبنان، نيز اين اخطار را صادر خواهد کرد. هيئت مديره پليس بين الملل، اينتر پل، در اسفند ماه سال گذشته در جريان بررسی درخواست آرژانتين برای صدور اخطار قرمز برای نه مقام مقام ايرانی، با تقليل درخواست ذکر شده به پنج نفر، تصميم گيری در اين باره را به مجمع عمومی جاری موکول کرده بود. سه مظنون حذف شده از فهرست نه نفر در خواست شده عبارتند از اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ولايتی و هادی سليمان پور که در سال ۱۹۹۴ ميلادی به ترتيب رياست جمهوری، وزارت امور خارجه و سفارت ايران در آرژانتين را عهده دار بودند. هادی سليمانپور درسال ۲۰۰۲ و در حالی که در لندن مشغول تحصيل بود، دستگير و پس از مدتی از زندان آزاد شد. وی سفير ايران در آرژانتين در زمان وقوع انفجار آميا بود. با اینکه این مطلب رو یکی از بچه های با حال شهرداری تهران اونهم به طور نیمه خصوصی بهم گفت و مایل نبود خیلی عنوان بشه اما چون من خبرنگار چندان حرفه ای نیستم تصمیم گرفتن برای تنویر افکار عمومی ! اون رو روی وبم قرار بدم تا حق مطلب ادا بشه. جریان از این قراره که اونایی که در روزهای اخیر در شهرداری سرکی کشیده اند حتما سر بانداژ شده و ۴۵ تا بخیه روی سر "محمد عیدیان" قائم مقام معاونت خدمات شهری شهرداری تهران که در جریان برگزاری مراسم نماز عید فطر حکم جانشین رییس این ستاد (قالیباف) را داشت رو دیدن. کنجکاو شدم که عیدیان که یکی از خوش تیپ ترین مدیران شهرداری است و کت و شلوار هاکوپیان اون همیشه بین مدیرای شهرداری چشمک میزده چه طور قیافه اش این قدر داغون شده. از خودش که سوال کردم طفره رفت و چیزی نگفت اما یکی از بچه های شهرداری که خیلی بهش اطمینان دارم پرده از توطئه ای نیمه سیاسی برداشت که نتیجه آن ۴۵بخیه روی سر عیدیان بود. جریان از این قراره که برگزاری نماز عید سعید فطر که مدیریت اون دو ساله دست شهرداری افتاده برای بعضی ها چندان خوش مزاج نبوده که قالیباف و دار و دسته اش مراسم مهم عید سعید فطر رو مدیریت کرده و توانایی مدیریتی خود را از این طریق به نمایش بگذازند. از این رو بعضی از این افراد با نفوذی که داخل مصلی تهران داشته اند ساعت یک بامداد روز عید سعید فطر که کمتر از پنج ساعت تا برگزار این مراسم در مصلی است ناگهان موکت ها و مهرهای نماز محوطه مصلی نا پدید شده و عیدیان به عنوان مسول پاسخگو با شوک اماده نبودن مصلی بعد از یکماه تلاش و جلسه و بررسی مواجه می شود. بعد از کلی پرس و جو و گشت و گذار نزدیک به ۱۰هزار متر موکت و کلی مهر نماز در گوشه از مصلی پیدا شده و عیدیان ساعت سه صبح روز عید سعید فطر ۱۵۰تا از ماموران خدمات شهری را با هزار زحمت به مصلی کشانده تا دو ساعته همه چیز را مرتب کنند. بعد از این جریان که با کلی حرص و جوش بچه های خدمات شهری شهرداری تهران ختم بخیر شد یکی از مسولان مصلی صبح روز عید در مصاحبه ای رادیویی در حالی که در کمیته فرهنگی نماز عید فطر مسولیت داشته با عنوان "رییس ستاد نماز عید فطر" در رادیو حاضر شده و مصاحبه می کند. این جریانات که کلی فشار عصبی به عیدیان وارد کرد او را عصبانی به تلاش برای پیگیری موضوع مجاب کرد که عصبانیت لحظه ای چشمان اورا بست و با سر به داربست های مصلی برخورد کرد و فرق سرش شکافت. عیدیان رو بلافاصله به بیمارستان می برند و بعد از مداوای کوتاه مدت رهسپار خانه می شود تا بداند جواب کار خداپسندانه و بی وفقه برای مردم چیست.... اين ايرناي استان تهران هم عالمي براي خودش داره . سوا از اونچه هر روز صبح تا ظهر به طور تكراري و مسخره ميگذره و آب از آب تكون نمي خوره بعد از ظهر هاي اون هم براي خودش عالمي داره. وقتي رييس مركز ساعت سه و نيم چهار بعد از ميره اتاق خبر و يكي و دوساعتي از مجموعه غافله، وقتي نه منشي هست جواب تلفن بده و بيچاره اونقدر زنگ ميخوره تا از رو بره و كسي جواب اون رو نده، وقتي ساعت چهار بعد از ظهر مي شه و بازار سرچ اخبار سال هاي گذشته و واحد مركزي خبر داغ ميشه و خبرهاي يكي يكي بيرون ميان و خيلي مبتديانه اب تو ديت مي شن، وقتي دبير و سر دبير و ... متوجه زنده شدن خبرها تو عصر روز قبل نمي شن و خيلي راحت يكي يكي اونها رو رد مي كنن، وقتي ساعت چهار بعد از ظر يكي ميزنه زير آواز و دلتنگي هاي روزانش و خالي مي كنه، يكي خونه سفيرهاي جدول روزنامه ها رو پر مي كنه و سه چهار نفر ميريزن سرش و چرت و پرت مي گن، وقتي از ساعت چهار تا وقتي سرويس بره حرف خريدن بستني و پفك و لواشك ميشه و آخرش هم كسي نم پس نمي ده، وقتي از ساعت چهار اتاق خبر ميشه اتاق تحليل و بررسي فيلم هاي سينمايي و جك و لطيفه و .... همه اينها اتفاق مي افته تا همه اونايي كه توي اين مركز كار مي كنن مدعي كار حرفه اي باشن و از اين رو مدام از وضعيت حقوق و مزايا بخاطر زحمات زيادي ! كه تو استان تهران مي كشن گلايه داشته باشن. يكي نيست بگه بابا خيلي باحالين..... بيچاره اين خبرنگارهاي آزاد خبرگزاري استان تهران. از بس بد قولي و حرف بدون عمل از مديراي خبرگزاري شنيدن ديگه وعده هاي اونها براشون رنگي نداره. داستان از اين قراره كه از سال 81 قرارداد هايي كه با خبرنگاران آزاد خبرگزاري ايرنا به طور يك طرفه و كاملا تحكمي بسته شده با يك تعرفه ثابت خريد خبر بوده كه اگر بشنويد دو گوش زيبا بر روي سرتان نقش مي بنند. تعرفه هاي خبري اين دست از خبرنگارها پنج سال كه تغيير نكرده و همون 2500تومن باقي مونده. يعني خبرنگاري كه سال 81 در ماه 250هزار تومن براي 100تا خبر توليدي مي گرفته الان هم همون قدر بايد بگيره. خيلي مسخره است كه توي يك خبرگزاري دولتي كار بكني و به اذعان مديران همين خبرگزاري 70درصد كار خبرگزاري هم روي دوشت باشه اما پولي كه براي خبر مي گيري با تعرفه پنج سال پيش باشه. توي اين سال ها مديران مختلف خبرگزاري بارها از افزايش تعرفه ها و امكانات خبرنگاران آزاد حرف زده اند و در عمل با نيشخندي معني دار كار را به بعدي ها موكول كرده اند. همين الان توي خبرگزاري اگر گذري به هزار خبري كه در روز روي خروجي خبرگزاري قرار مي گيره داشته باشي حداقل 600تا 700خبري با زحمت خبرنگاران آزاد تهيه شده اما امكانات و رفاهيات موجود در خبرگزاري هرگز سهم آنها نشده و از آنجا كه هيچ امنيتي شغلي براي آنها وجود ندارد زبان به دندان مي گيرند و توي دل آهي براي ..... مي كشند. نه بليط استخر - نه سرويس رفت و آمد - نه بيمه و مزايا - نه پول ناهار - نه ..... نه هيچكدام از اينها را نمي خواهند فقط در قبال زحمتي كه مي كشند اجر ببينند. درست است كه اغلب خبرنگاراني كه در قالب شركي و پيماني و رسمي در اين خبرگزاري كار مي كنند در ماه به زور 30خبر توليدي دارند و بيشتر ساعات روز را بيرون از سازمان مشغولند و پايان ماه بي هيچ دردسري حقوق و مزايا دارند اما به ما چه نوش جونشون كه هر كاري مي كنند كسي حرفي نمي زنه اما با اين خبرنگاران آزاد هم كمي منصف باشيد. يكي نيست بگه آقاي مدير محترم كه شعارهاي زيباي خدمت كه از روز اول در خبرگزاري سر داده اي اگر براي انتخابات بود حتما رييس جمهور مي شدي! يه ذره خودت رو جاي اين همه خبرنگاران آزاد كه مثل ..... كار مي كنند و هرچ امكانات و مزايايي ندارن بذار اون وقت ببين توي دلت مدام غر نمي زدي و اه براي ... نمي كشي. خوب است بدانيم دو روز دنيا رفتني است و در دنياي ابدي اخروي بايد جواب اين همه وعده عمل نشده و حسرت هاي مظلوم را بدهيم. اين روزها حرف خبرنگاران آزاد اين خبرگزاري چيزي نيست مگر : زندگي چيست خون دل خوردن .... زير ديوار آروزها مردن.....


| Design By : Night Skin |


