تبليغاتX
شوکران


شوکران

دستنوشته های یک خبرنگار





















يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن...

چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار...

کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده...

راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه...

بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!

نتيجهء اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 15:13 توسط فرشید اسحاقی | |

دو خط خودمونی:

 من از زندگاني آموختم چگونه اشك ريختن را

ولي اشكهايم نياموخت چگونه زندگي كردن را...

نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 16:38 توسط فرشید اسحاقی | |

     پسر کوچکی روزی هنگام راه رفتن در خیابان سکه ای یک سنتی پیدا كرد.  او از پیدا كردن این پول، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد.
     این
تجربه باعث شد كه او بقیه روزها هم با چشم باز سرش را به سمت پایین بگیرد. (به دنبال گنج) او در مدت زندگیش،  296 سكه 1 سنتی،  48 سكه 5 سنتی،  19 سكه 10 سنتی، 16 سكه 25 سنتی،  2 سكه نیم دلاری، و یك اسكناس مچاله شده 1دلاری پیدا كرد.
یعنی در مجموع 13 دلار و26سنت.        

     در  برابر به دست آوردن این 13 دلار و 26 سنت، او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید، درخشش 157رنگین كمان ودرختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد.
    او
هیچگاه حركت ابرهای سفید را بر فراز آسمانها در حالی كه از شكلی به شكل دیگر در می آمدند، ندید. پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشید ولبخند هزاران رهگذر، هرگز جزیی از خاطرات او نشد...

نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:16 توسط فرشید اسحاقی | |

درد واره ها
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
درد های من نگفتنی
درد های من نهفتنی است
دردهای من گر چه مثل درد های مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام هایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند.
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
درد های پوستی کجا؟
درد های دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت درد هاست
درد های آشنا
درد های بومی غریب
درد های خانگی
درد های کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی باغچه ی دل است
پس چگونه منرنگ و بوی غنچه را ز برگ های تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:7 توسط فرشید اسحاقی | |

زیباترین كشتي گردشگر درياها

اين کشتى ۱۳۷،۰۰۰تنى که در سال ۲۰۰۰ به آب انداخته شده داراى ۱۴ عرشه ،گنجايش ۳۱۱۴ نفر مسافر و ۱۱۸۰ خدمه ميباشد.اين کشتى داراى ۹۳۹اتاق رو به دريا بوده که ۷۶۵عدد آن داراى بالکن ميباشد.همچنين ۶۱۳ اتاق فاقد پنجره رو به  دريا که ۱۳۸ اتاق آن داراى منظره فضاهاى داخلى کشتى است . بعلاوه ۲۶ اتاق نيز براى افرادى که ويلچير استفاده ميکنند طراحى شده . اتاقهاى اين کشتى داراى دکوراسيونى زيبا ، ساخته شده  از چوب و داراى  امکانات رفاهى نظير تلفن ٫ تلويزيون ٫ ماهواره ٫ مينى بار و سيستم تهويهمطبوع مجزا ميباشد.گردشگر دريا ها داراى چندين رستوران است که بزرگترين آنها داراى سه طبقه بالکن مانند بوده و با غذاهايى متنوع از سراسر دنيا پذيراى ميهمانان است و  سرويس ۲۴ساعت نيز پاسخ گوى نيازهاى شبانه روزى مسافرين اين هتل شناور است.

 

دماغه کشتی

 

 

 

عرشه و استخرها
 

 

 

 

پیست دو و تخت های آفتاب

 

 

 

سالن های مشرف به دریا

 

 

 

نمای خیابان های داخل کشتی

 

 

 

زمین مینی گلف

 

 

نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 19:48 توسط فرشید اسحاقی | |

زندگي برگ بودن در مسير باد نيست امتحان ريشه هاست؛

              ريشه هم هرگز اسير باد نيست...

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 18:3 توسط فرشید اسحاقی | |

پنير مورد علاقه شما كدام است؟

پنير سفت مثل پنير تبريزي يا ليقوان: اين پنير ها با طعم لذيذ ،باعث مي شوند كه احساس سر مست بودن به شما دست دهد . احساسي كه در يك جنگل زيبا و پر از شقايق هاي وحشي به انسان دست مي دهد .اصلا خجالتي نيستيد . شما عاشق رفتن به موقعييت هاي جديد هستيد و از اينكه منبع خير باشيد ، لذت مي بريد . دوستان عاشق شما هستند زيرا آنها هميشه بهترين لحظات را با شما ميگذرانند . لذت گذراندن وقت با شما ،آنچنان زياد است كه هيچ ميهماني بدون حضورتان برگزار نمي شود . شما مهربان ،دلرحم، صميمي و روراست هستيد و بي كينه. در جنگل بودن مزايايي دارد كه هر كسي با آن آشنا نيست !

پنير فانتزي مثل پنير چدار: هر تكه از اين نوع پنير كه معمولاً در بسته بندي هاي كوچك و گاه با تركيبات سبزيجات و غيره تهيه ميشوند گوشه اي از زندگيتان را به تصوير مي كشد و اين نشان ميدهد كه شما تا چه حد در انجام كارها يتان مصمم و با اراده ايد.همانند پنير چدار از خارج سخت واز درون نرم وانعطاف پذيريد.در هر كاري همانند برگسالان فكر مي كنيد و اجازه نميدهيد كسي در روابط شما با ديگران،به ويژه دوستان دخالت كند.انچه شما را از ديگران متمايز مي سازد،همان روح سخت و در عين حال لطيف شما در بر خورد با مسايل ديگران است.شايد به همين دليل است كه ديگران از مشورت با شما بيشترين استفاده را ميبرند.

پنير نيمه نرم مثل فتا: پنير هاي نيمه نرم مثل پنير فتا(پنير هاي بسته بندي پاستوريزه)ما را به دوران بچگي مي برند.بنابراين آنهاهمگي مربوط به خانه،خانواده و كانون گرم خانوادگي ميشوند.اگر هنوز به اين پنيرها علاقه منديد،متخصصان معتقدند كه عميقاًدوست داريد يك بار ديگر شرايط گذشته را براي خود بازسازي كنيد و اين شايد همان دنياي امني است كه هميشه به دنبال آن بوده ايد.به همين دليل است كه شما ابتدا خانواده،دوست،فاميل و آشنا را در اولويت قرار ميدهيد و اين به رغم برنامهُ بسيار فشرده شماست.خانواده شما هميشه به دنبال غذاهاي خانگي هستند و شما از اين انعطاف پذيري آنها لذت ميبريد. خانه شما هميشه گرم و پر از ميهمان است و از ديدار دوستان شاد مي شويد و سعي مي كنيد حداقل يك شب در هفته را با خانواده به خوبي و خوشي بگذرانيد.

پنير نرم مثل پنيرخامه اي: تحقيقات نشان مي دهد اشخاصي كه طالب تجمل و تجمل پرستي هستند ،به مراتب از خوردن پنير هاي نرم همانند پنير هاي خامه اي بيشتر لذت مي برند و هميشه به دنبال لوازم لوكس و تجملي هستند، از پوشيدن لباس ابريشمي به عنوان لباس راحتي گرفته تا پوشيدن دمپايي هاي بسيار شيك رو فرشي.ز شما مي دانيد كه چگونه بايد با خودو زندگي خويش كنار بياييد لذت خوردن اين پنير، دقيقآ به اندازه لذت خريدن يك آباژور زيبا براي اتاق خوابتان است!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 17:16 توسط فرشید اسحاقی | |

شخصيت شناسي ميوه اي !!!

گلابي: چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه بدنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش اهميت ميدهد.

هلو: درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گوبوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد

 انگور سياه: بطوركلي آدمي مودب وخوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع وبشدت عصباني مي شويد هرچند به همان سرعت نيزعصبانيت شما فروكش مي كند. اززيباييها به هرشكلي كه باشد لذت مي بريد. بسيارمحبوب ومورد علاقه ديگران هستيد واين محبوبيت بعلت طبيعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافري به زندگي داريد وازهركاري كه مي كنيد لذت مي بريد اعم ازلباس پوشيدن خوردن وخوابيدن. شريك شما بايد درتمام شوروعلاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام چيزي كه به اوهديه مي دهيد لذت ببرد!

 گيلاس: چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را بشما نشان نمي دهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است بويژه در موقعيتهاي حرفه اي و كاري . شما هميشه ودرهرپروژه اي كمي پول بدست مي آوريد و نه بمقدارزياد. ذهني فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چيزهاي نوهستيد. شما شريكي صميمي و وفادارهستيد اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما بمنزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشترازاين دوست نداريد كه درمنزل باشيد ودوستان وآشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.

 نارگيل: شما دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر وبا شعور هستيد. از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه بنظر آييد اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي شود. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در اين زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در اين مسئله دخالت نمي دهيد.

 موز: عاشقان موزا فردي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستيد. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتي بودن دررنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء استفاده كرده وسعي مي كنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود درتمام زمينه ها هستيد واين عشق بخاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! بخاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره دريك هماهنگي كامل است.

آناناس: بسيار سريع تصميم ميگيريد وسريعترازآن عمل مي كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن درزمينه اجتماعي شجاع و بي باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي باشيد ونمي گذاريد كار روي دستتان بماند.

 سيب: چنانچه سيب ميوه محبوب شماست فردي اسرافكاروبسيار رك گوهستيد. اگر چه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان دهنده ومدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. دربيشتر موقعيتها ميتوانيد بسرعت و بدرستي تصميم بگيريد. شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود بسر مي بريد جذاب و خونگرم بنظر مي آييد وبشدت عاشق زندگي به مفهوم واقعي آن هستيد.

پرتقال: اگرپرتقال ميوه محبوب شماست شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما درعين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان بشما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده وبا تمام وجود به انها عشق مي ورزيد واز درگيري وتنش به هرقيمت پرهيز ميكنيد.

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 17:6 توسط فرشید اسحاقی | |

خر كيف يعني چي؟

 یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :" نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن "•

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!

خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!•

 خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!

خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!

خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!

خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!

خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!

خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!

خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!

خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!

خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!

خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!) خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!

خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که دانشجویین!"

خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!

خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!

خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!

خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!

خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!

خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!

نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:31 توسط فرشید اسحاقی | |

سوژه های خبری ما خبرنگارها

 

واکنشی جالب در طرح مبارزه با بد حجابی !!

 

دختران موتور سوار


 

 

خبرنگار ِ شبكه خبر با ميكروفوني در هوا در خواب...! 

 


مانکن موتور سوار

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 19:33 توسط فرشید اسحاقی | |

بالاخره پس از عمری بی خانمانی و اجاره نشینی خبرنگاران خبرگزاری استان تهران فرجی شد و به لطف طرح اجاره ۹۹ساله زمین از سوی دولت می رود تا ما ایرنایی ها هم صاحب سقفی شویم.

به همین خاطر بر و بچه های استان تهران یه تعاونی مسکن جمع و جور ۳۵نفره رو تشکیل دادند تا شاید با استفاده رانت های خبری ! بتوانند سقفی را برای خانواده خود تهیه کنند.

 نخستین جلسه تعاونی مسکن دوشنبه ۱۸تیر ماه ۸۶با حضور دو سوم اعضا نیز تشکیل شد تا در نخستین قدم به انتخاب هیات مدیره و بازرس و منشی و .... بپردازد.

ابتدای جلسه یکی از با تجربگان خانه سازی و تعاونی های مسکن توضیحاتی را به اعضای حاظر داد. بسیاری از آنها هاج و واج مانده بودند که باید چه کنند و اصلا انتخابات برای چیست  و افرادی که انتخاب می کنند چه کاره خواهند بود؟

ابتدا رییس سنی جلسه و منشی و بازرس و رییس جلسه انتخابات انتخاب شد.

طبق گفته همون با تجربه ساخت و ساز رییس جلسه

نمی توانست کاندیدای انتخاب هیات مدیره پنج نفره این تعاونی شود.

اما نفهمیدیم چه شد که رییس جلسه هم کاندید هیات مدیره شد هم بر رای گیری نظارت کرد هم رای آورد و هم آرا را قرائت کرد.

اما داستان جالب این انتخابات اینجا بود که اولا یکی از افرادی که نامش جز اعضای تعاونی مسکن نبود در رای گیری شرکت کرد دوما یکی دیگر از اعضا که در سوگ یکی از بستگانش نه در جلسه بلکه در تهران هم نبود کاندید انتخابات شد و به عنوان عضو هیات مدیره انتخاب شد! از طرفی معلوم نشد وقتی در حین نوشتن آرا بر روی تخته وایت برد جلسه نا گهان ماژیک خشک شد تا پیدا کردن ماژیک جدید چندتا رای خوانده شده کجا نوشته شد؟

از دیگر اتفاقات جالب این جلسه براتون بگم اینکه یکی از دو ناظر انتخابات پس از رای گیری انتخاب شد و اسم وی در صورت جلسه رای گیری نوشته شد تا جاش خالی نباشد!....

این طوری بود که نخستین گام برای خانه دار شدن خبرنگاران استان تهران کاملا قانونی و بدون تخلف ! برگزار شد تا بیش از پیش به پایان خوش این داستان امیدوار باشیم.....

نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 23:12 توسط فرشید اسحاقی | |


Design By : Night Skin