تبليغاتX
شوکران - دماغ


شوکران

دستنوشته های یک خبرنگار





















عصر امروز جمعه پس از مدت ها نشستم پای تلویزیون ایران و فیلم سینمایی دماغ رو نگاه کردم. فیلمی که تا چند ساعت "دپرسم" کرد و برای خودم بخاطر افرادی که در کنارم زندگی می کنند و به خاطر نداشتن ۱۰۰ هزار تومان پول مجبورند برای تهیه سیسمونی صبح تا شب کار کنند متاسفم شدم.

فیلم دماغ اگرچه در ظاهر داستان عمل کردن دماغ دختری جنوب شهری بود که به خاطر نداشتن یکی دو میلیون پول مجبور بود حرف عالم و آدم رو تحمل کنه اما در واقع پر از معنا و مفهوم شرایط بد زندگی برای بسیاری از خانوار ها که در چند قدمی ما هستند بود.

این جمله که "اگر پول داشته باشی و خرج نکنی میگن با فرهنگه اما نداشته باشی و خرج نکنی می گن فقیره" خیلی روی من تاثیر گذاشت.

متاسفانه بعد از ۳۰ سال شعار دادن و حرف زدن و عمل نکردن هنوز مردم ما مثل چیری که از همین فیلم دماغ پخش شد  نسبت به امنیت زن و دخترشون درشهر بی اعتمادنُ پول های خود را ۵۰۰ تومن ۵۰۰ تومن خرج می کنن تا تموم نشهُ واسه خریدن کتونی های بچشون باید سر خم کنن و بچه هم توی روی مادر نگاه کنه و بگه: اگه نداشتی واسه چی منو پس انداختی من که کارت دعوت نفرستاده بودم"!

جالب اینجا بود که کلی برای این فیلم نیز توی شبکه اول سیما تبلیغ شد و صدا و سیما با افتخار به نمایش این فیلم که جز بدختی مردم و فاصله فاحش طبقاتی چیزی نداشت پرداخت.

نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 20:36 توسط فرشید اسحاقی | |


Design By : Night Skin